پاچنگ

www.pachng@gmail.com

جشن ها و آیین های ایران باستان

 

پیشگفتار

یکی از نکته‌هایی که در سال‌های اخیر و در بسیاری از نشست‌ها و سخنرانی‌ها به فراوانی پرسیده می‌شود، زمان درست و دقیق برگزاری جشن‌ها، گردهمایی‌ها و آیین‌های ملی ایران باستان است. پرسش‌های فراوان در این باره نشاندهنده توجه مردم و به ویژه جوانان به شناخت و برگزاری آیین‌های کهن، و از سوی دیگر نشاندهنده سردرگمی آنان در میان تقویم‌ها و روایت‌های تاریخی متعدد و متناقض است. به ویژه که دیده می‌شود برای برگزاری جشن‌ها و گردهمایی‌های ایرانی و یا گفتگو و تحلیل در باره آن، گاه از ابزار نوساخته‌ای بنام «سالنمای دینی زرتشتیان» استفاده می‌شود که در چند سال اخیر با دستکاری در گاهشماری ملی ایران تهیه شده و دارای سابقه تاریخی در ایران نیست.

همچنین بنگرید به مجموعه‌ای از دیدگاه‌ها در باره زمان جشن‌ اسفندگان و دیگر جشن‌های ایرانی در خبرگزاری میراث فرهنگی.

هدف اصلی از این نوشتار، پاسخی کوتاه و کاربردی به پرسش بالا است. نگارنده قصد ندارد تا با تحلیل‌های پردامنه تقویمی وتاریخی، از جنبه کاربردی این نوشتار بکاهد و یا با ارائه جدول‌های پیچیده و دشوار‌فهم، راهِ دستیابی آسان را برای دوستداران آیین‌های ایرانی دشوارتر سازد.

در بخش نخست به ویژگی‌های عمومی جشن‌های ایرانی اشاره می‌شود و در بخش دوم، نام و هنگام جشن‌ها و گردهمایی‌ها و همچنین توضیحی کوتاه در باره هر یک از آنها خواهد آمد. کوشش شده تا در این بخش به بیشتر جشن‌های شناخته شده و یا فراموش‌شده‌ای که در متون و منابع ایرانی به آنها اشاره رفته و همچنین پاره‌ای جشن‌های قومی یا محلی پرداخته شود.

نگاهی گذرا به این بخش نشان می‌دهد که شمار جشن‌های ایرانی چه بسیار بیشتر از تعداد متداولِ شناخته شده فعلی آن است. این بخش به ویژه در زمینه جشن‌ها و مناسبت‌های محلی، کمبودهای فراوانی دارد. امیدواریم در آینده و با یاری خوانندگان و هم‌میهنانی از سراسر ایران بزرگ، این بخش را کامل‌تر کنیم.

در بخش سوم به جشن‌هایی پرداخته می‌شود که در سرشت خود هیچگاه در روز خاصی تثبیت نمی‌شوند و با توجه به روزِ هفته، رویدادهای کیهانی و طبیعی، و یا رخدادهایی در زندگی زراعی، نظم و قاعده ویژه خود را دارند.

- – - ۱ – - -

ویژگی‌های عمومی جشن‌های ایرانی

بررسی جشن‌های ایرانی و زمان برگزاری آنها نشاندهنده ویژگی‌هایی مشترک در میان همه آنهاست. نخست اینکه تقریباً همگی در پیوند با پدیده‌های طبیعی و کیهانی و اقلیمی هستند و به همین دلیل کوشش شده است تا زمان برگزاری آنها هر چه بیشتر با تقویم طبیعی منطبق باشد.

دوم اینکه تقریباً هیچکدام برگرفته از دستورهای دینی نیستند. با اینکه همواره پیروان ادیان گوناگون تلاش کرده‌اند که برخی از آنها را مراسم دینی خود معرفی کنند؛ اما نمی‌توان آنها را متعلق به هیچ دینی دانست.
سومین ویژگی گردهمایی‌ها و مراسم ایرانی در این است که با سرور و شادی همراه هستند و غم و اشک و گریه در آنها جایی ندارد. حتی مراسم عید «بـمـو» در میان مانویان که اتفاقاً همزمان با روز جانباختن مانی بوده، همراه با سرود و شادی برگزار می‌شده است.

چهارمین ویژگی جشن‌ها و مراسم ایرانی در احترام و پاسداشت همه مظاهر طبیعت است. در هیچکدام آیین‌های ایرانی اثری از خشونت و بدرفتاری نسبت به گیاهان و حیوانات دیده نمی‌شود. بلکه حتی با آیین‌هایی همراه است که به انگیزه پاکیزگی و پاسداری از محیط زیست برگزار می‌شود. بگذریم از اینکه امروزه، روز سیزده‌بدر، براستی روز سوگ طبیعت و تخریب و تباهی و آلودگی آن شده است. بر این باورم که برای ایزد بانوی زمین، روز سیزده‌بدر غم‌انگیز‌ترین روزهای سال است.

ویژگی پنجم، پیوند ناگسستنی جشن‌های ایرانی با آتش است. حتی اگر آن جشن پیوند چندانی با آتش نداشته باشد، اما عموماً اخگری کوچک به آن رسمیت و تقدسی بیشتر می‌بخشد.

ششمین ویژگی عمومی جشن‌ها و مراسم ایرانی چنین است که با زادروز یا سالمرگ کسی در پیوند نیست و آنگونه که از متون کهن همچون شاهنامه بر می‌آید، برای ایرانیان زادروز کسی اهمیتی فراوان نداشته و به ندرت آنرا ثبت می‌کرده‌اند؛ چرا که هر کسی در روزی زایش یافته و در روزی در می‌گذرد. آنچه برای ایرانیان با ارزش بوده و آنرا ثبت کرده و گاه جشن می‌گرفته‌اند، «انجام کاری بزرگ» بوده است که نمونه‌های آنرا در شاهنامه فردوسی می‌بینیم. می‌دانیم که فردوسی نیز تنها به ثبت زمانِ پایانِ کار بزرگ خود که همانا «سرایش شاهنامه» باشد، بسنده کرده و از یادآوری صریح زادروز خود خودداری کرده است.

هفتمین ویژگی‌های عمومی در گستردگی مراسم است. ایرانیان جشن‌ها و آیین‌های میهنی خود را به گونه‌ای یکپارچه و با همبستگی و همزیستی شگفت‌انگیزی برگزار کرده و تفاوت‌های قومی و دینی و زبانی را عامل بازدارنده این یگانگی نمی‌دانسته‌اند. آیین‌های ایرانی متعلق به همه ایرانیان است و همه برای نگاهبانی از آن کوشیده‌اند. کسانی که با تعصب‌های نابجای دینی یا قومی نقش خود در پاسداری فرهنگ ایران بیشتر از دیگران می‌دانند، به این همبستگی باشکوه مردمان ایرانی آسیب می‌زنند.

- – - ۲ – - -

گاهنمای جشن‌ها و مناسبت‌های ملی ایران

این گاهنما برابر و مطابق با گاهشماری ایرانی (شهریاری) است که با تغییر مبدأ سالشماری، با نام «هجری خورشیدی/ شمسی شناخته می‌شود و می‌توان بدون ‌هیچگونه تغییری در همه سال‌ها از آن بهره‌برداری ‌کـرد.

فروردین ماه

یکم فروردین/ اورمزد روز   روز جشن بزرگ «نوروز» در اعتدال بهاری و آغاز فصل بهار. نوروز و آغاز سال نو، مناسبت‌های جداگانه‌ای هستند که با یکدیگر همزمان شده‌اند. نمونه‌های دیگری از آغاز سال نو در ادامه گاهنما خواهد آمد.

در سُـغـد باستان (و امروزه در میان ارمنیان) از نوروز با نام «نوسَـرْد/ نَـوَسَـرد/ نوسَـرِد» یاد می‌شده است که معنای «سال نو» را می‌دهد. (در اوستایی «سَـرِذَه» به معنای سال خورشیدی). در بدخشان با نام «شگون‌بهار»، در «شُـغنان» (در تاجیکستان در کرانه رود «پنج») بنام «خِـدِر ایام» (بزرگترین روزها) و در بابِل باستان و در نخستین روز ماه «نیسان» بنام جشن «اَکـیتو» (سومری «زَگْموک») شناخته می‌شده است.

با شکوه‌ترین مراسم نوروزی، امروزه با نام‌های «سِـیرلاله (جشن گل لاله)/ جَـندَه بالا (بالا کردن درفش)» در شهر مزارشریف افغانستان (آریـانـای باستان) و در نزدیکی بلخ کهن، همراه با برافراشتن درفشی برگرفته از درفش کاویانی ایران، برگزار می‌شود. این آیین با انبوهی از ترانه‌خوانی‌ها، بازی‌ها و مراسم دیگر همراه است.  آیین‌های پیش از فرا رسیدن نوروز نیز فراوان و پر اهمیت هستند ( ← اسفند‌ماه).

ششم فروردین/ خرداد روز   روز «امید»، روز «اسپیدا‌ نوشت» یا روز «نوروز بزرگ» (این نام جدیدتر است). از روزهای خجسته ایرانیان، همراه با شادی و آب‌پاشی، و آغاز سال نو در تقویم سُـغدی و خوارزمی.

در متن پـهلوی «ماهِ فـروردین، روزِ خـرداد» رویدادهای بسیاری به این روز منسوب شده است؛ از جـمله: پیـدایی کیومـرث و هـوشنگ، روییدن مشی و مشیانه، تیـرانـدازی آرش شیواتیر، غلبه سام نریمان بر اژدهاک، پیدایی دوباره شاه‌کیخسرو (از جاودانان در باورهای ایرانی) و همپُرسگی زرتشت با اهورامزدا. نام «روز امید» بخاطر انتظار پیدایی دوباره کیخسرو و دیگر جاودانان و نجات‌بخشان (سوشیانت‌ها)، به این روز داده شده است.

نام «اسپیدا نوشت»، از آیین نامه‌نویسی در این روز گرفته شده است که آگاهی بیشتری از آن در دست نیست. گمان می‌رود با پیام‌های شادباش نوروزی در پیوند باشد.

دهم فروردین/ آبان روز   جشن «آبانگاه»، نخستین آبان‌روز سال و به روایت «برهان قاطع» (جلد ۱، ص۳) انجام جشنی به همین نام، همراه با آب‌پاشی و انتظار بارش باران.

سیزدهم فروردین/ تیر روز   جشن «سیزده‌بدر»، نخستین تیر‌روز سال و آغاز کشاورزی در سال نو. آیین‌ نخستین روز کشت‌و‌کار‌ با گرد‌آمدن در زمین زراعی و آرزوی بارش باران و فرارسیدن سالی خوب و خرم.

در سیستان در این روز به زیارت نیایشگاه بسیار کهن و پر رمز و راز «خواجه غلطان» در بالای کوه «خواجه» و در میانه دریاچه «هامون» می‌روند. (← آخرین روز سال)
هفدهم فروردین/ سروش روز   هنگام جشن «سروشگان» یا جشن «هفده‌روز» در ستایش «سْـرَئوشَـه/ سروش»، ایزد پیام‌آور خداوند و نگاهبان «بیداری»؛ روز گرامیداشت «خروس» و به ویژه خروس سپید که از گرامی‌ترین جانوران در نزد ایرانیان بشمار می‌رفته و به سبب بانگ بامدادی، نماد سروش دانسته می‌شده است.

نوزدهم فروردین/ فروردین روز   جشن «فروردینگان»، جشن گرامیداشت فُـروهر/ فَروَهَر درگذشتگان.

اردیبهشت ماه

دوم اردیبهشت/ بهمن روز   جشن گردآوری گل‌ها و گیاهان دارویی از صحرا.

سوم اردیبهشت/ اردیبهشت روز   جشن «اردیبهشتگان»، جشنی در ستایش و گرامیداشت «اَردیبهشت» (در اوستایی «اَشَه‌وَهیشتَه»، در پهلوی «اَرْت‌وَهیشْت») به معنای «بهترین راستی» و بعدها نام یکی از اَمْشاسْپَندان (جاودانان مقدس). کوشیارگیلی در «زیج جامع» از آن با نام «گلستان‌جشن» یادکرده است. اَردیبهشت همچنین نگاهبان آتش است؛ چرا که آتش بهترین جلوه‌گاه راستی و پاکی بشمار می‌رفته است.
دهم اردیبهشت/ آبان روز   جشن چهلم نوروز در شیراز و در کنار «حوض ماهی» سعدی.

پانزدهم اردیبهشت/ دی به مهر روز   جشن میانه فصل بهار و زمان گاهَنباری بنام «میدیو‌زَرِم» در اوستایی «مَـئیذیوئی‌زَرِمَـیه» به معنای «میانه بهار/ میانه فصل سبز». البته میانه بهار با شانزدهم اردیبهشت برابر است؛ اما در گذشته و حتی امروزه، عملاً  پانزدهمین روزِ ماهِ دوم هر فصل به عنوان میانه هر فصل شناخته می‌شود.

جشن‌های گاهَـنْـباری (پاره‌های سال/ موسم‌های سالیانه)، ادامه و بازمانده‌ای از نوعی تقویم کهن در ایران‌باستان است که طول سال خورشیدی را نه به دوازده ماه خورشیدی، بلکه به چهار فصل و چهار نیم‌فصل تقسیم می‌کرده‌اند و هر یک از این بازه‌های زمانی، نام و جشنی ویژه به همراه داشته است.

سال گاهنباری از هنگام انقلاب تابستانی یا نخستین روز تابستان آغاز می‌شده و پس از هفت پاره زمانی، یعنی سه پایان فصل و چهار میانه فصل، به آغاز سال بعدی می‌رسیده است (پایان بهار یا آغاز تابستان مانند دیگر فصل‌ها، دارای جشن گاهنباری نبوده و تنها به عنوان جشن آغاز سال نو بشمار می‌رفته است).

خـرداد ماه

یکم خرداد/ اورمزد روز   جشن «ارغاسوان/ اریجاسوان»، نام یکی از جشن‌های خوارزمی است که بیرونی نام شماری از آنها را همراه با جشن‌های سغدی در «آثارالباقیه» (فصل‌های دهم تا دوازدهم) آورده است. بی‌گمان هیچیک از هـر دو تلفظ‌ یاد شده در نسخه‌های خطی آثارالباقیه درست نیستند و در مرور زمـان به دلیل نبود آشنایی کاتبان با نام‌های کهن، شکل صحیح خود را از دست داده‌اند. امروزه حتی تلفظ صحیح این نام‌ها نیز معمولاً امکان‌پذیر نیست، اما بیرونی معنای آنرا «نزدیک شدنِ گرما» می‌داند. به روایت آثارالباقیه این جشن در نخستین روز ماه «هروداد» که شکل خوارزمی «خرداد» است، همزمان با کاشت کنجد برگزار می‌شده است. او این جشن را به دورانی کهن منسوب می‌دارد.

امروزه همچنان کاشت کنجد، پنبه،کرچک و دیگر دانه‌های روغنی در استان‌های مرکزی ایـران و گاه همراه با مراسمی در «شصت بهار» انجام می‌شود.

ششم خرداد/ خردادروز   جشن «خردادگان»، جشنی در ستایش و گرامیداشت «خرداد» (در اوستایی «هَـئورْوَتات»، در پهلوی «خُـردات») به معنای رسایی و کمال و بعدها نام یک از اَمْشاسْپَندان.

بیست‌ونهم خرداد/ مانتره سپند روز   برابر با بیست‌وششم نَـوروز‌ماه طبری/ تبری و پنج روز مانده به سال نو طبری. این جشن را مردمان سوادکوهِ مازندران «عیدماه» می‌نامند و با آتش‌افروزی بر بلندی‌ها به شادی و بازی‌های گروهی می‌پردازند و گاه می‌کوشند تا جشن عروسی خود را در این هنگام برگزار کنند.

سی و یکم خرداد/ روز زیادی   روز پایان سال در تقویم گاهَنباری و آخرین روز فصل بهار. در پایان این روز و آغاز تابستان خورشید به بالاترین جایگاه خود می‌رسد که نام «خرداد» به معنای رسایی و کمال به همین مناسبت به این ماه داده شده است.

به دلیل اینکه این زمان مصادف با جشن‌های آغاز سال نو در تقویم گاهنباری بوده است، همانند پایان دیگر فصل‌ها دارای جشن ویژه پایان فصل نمی‌باشد.

بازمانده‌هایی از جشن‌های آغاز سال نو و آغاز تابستان هنوز در برخی آیین‌های ایرانی باقی مانده است (← جشن آغاز تابستان).

تـیـر ماه

یکم تـیر/ اورمزد روز   جشن آغاز تابستان، انقلاب تابستانی، رسیدن خورشیدن به بالاترین جایگاه و آغاز سال نو در گاهشماری گاهنباری (←  جشن میانه بهار). برگزاری جشن آغاز تابستان هنوز در برخی نواحی ایران همراه با گردهمایی و مراسم آب‌پاشی و آبریزگان، در صحرا برگزار می‌شود.

ششم تیر/ خرداد روز   روز برگزاری جشنی به نام «نیلوفر» که امروزه بسیار ناشناخته مانده است. شاید به مناسبت شکوفا شدن گل‌های نیلوفر در اوایل تابستان باشد.

سیزدهم تیر/ تیر روز   روز جشن «تیرگان»، از بزرگترین جشن‌های ایران‌باستان در ستایش و گرا‌می‌داشت «تیشتَـر/ تیر» (شباهنگ/ شِعرای یمانی)، ستاره باران‌آور در باورهای مردمی، و درخشان‌ترین ستاره آسمان که در نیمه دوم سال و همزمان با افزایش بارندگی‌ها در آسمان سرِ شبی دیده می‌شود.

این جشن در کنار آب‌ها، همراه با مراسمی وابسته با آب و آب‌پاشی و آرزوی بارش باران در سالِ پیشِ رو همراه بوده و همچون دیگر جشن‌هایی که با آب در پیوند هستند، با نام عمومی «آبریزگان/ آب‌پاشان/ سر شوران» یاد شده است.

در گذشته «تیرگان» روز بزرگداشت نویسندگان و گاه به «روز آرش شیوا‌تیر» منسوب شده است. بیرونی و همچنین گردیزی در «زین‌الاخبار» ناپدید شدن یکی از جاودانان ایرانی یعنی کیخسرو را در این روز و پس از شستشوی خود در آب چشمه‌ای، دانسته‌اند.

جشن تیرگان بجز این در سیزدهم فروردین‌ (← سیزده‌بدر) و سیزدهم مهر نیز برگزار می‌شود. ارمنیان ایران نیز در روز سیزدهم ژانویه آیین‌هایی را برگزار می‌کنند که برگرفته و ادامه جشن تیرگان است.
پانزدهم تیر/ دی به مهر روز   جشن خام‌خواری یا به روایت بیرونی «عمس (غفس؟)‌ خواره» در سُـغد باستان و دوری گزیدن از خوراک حیوانی و پختنی‌ها. در تقویم سغدی برابر با پانزدهمین روزِ ماه «بساکنج».

مـرداد ماه

نام این ماه در اصل «اَمِـرِتات» و بعدها «اَمُـرداد»، اما بیش از هزار سال است که در ادبیات فارسی (و از جمله در شاهنامه فردوسی) بگونه «مُـرداد» بکار رفته و شناخته شده است و کاربرد آن به همین گونه اشتباه نمی‌باشد. اصرار در نگارش آن به گونه «اَمرداد» لازم بنظر نمی‌رسد؛ چرا که در اینصورت می‌بایست در نگارش بسیاری دیگر از نام‌های متداول در زبان فارسی مانند بهمن و اسفند نیز تجدیدنظر کرد و این شیوه موجب گسستگی تاریخی زبان فارسی می‌شود.

دوم مرداد/ بهمن روز   نخستین روز از فـروردیـن‌ماه («فـردینه‌ماه») و آغاز سال نو در تقویم طبری.

هفتم مرداد/ مرداد روز   جشن «مردادگان» جشنی در ستایش و گرامیداشت «مُرداد» (در اوستایی «اَمِـرِتات»، در پهلوی «اَمُـرداد») به معنای بی‌مرگی و جاودانگی و بعدها نام یکی از اَمْشاسْپَندان. همچنین مرداد در باورهای ایرانی نگاهبان گیاهان و رستنی‌ها بشمار می‌رود.

دهم مرداد/ آبان روز   جشن «چلّه تابستان» که امروزه از جمله در روستاهای جنوب خراسان برگزار می‌شود.

پانزدهم مرداد/ دی به مهر روز   جشن میانه فصل تابستان و زمان گاهَنباری بنام «میدیوشِـم» در اوستایی «مَـئیذیوئی‌شِـمَـه» به معنای «میانه تابستان».

هفدهم مرداد/ سروش روز   نخستین روز از «نوروزماه» گیلانی و آغاز سال نو در تقویم دَیلمی.

هجدهم مرداد/ رشن روز   جشن «مـی خواره» جشن آشامیدنِ نوشیدنی‌های گوناگون در سُـغد باستان. در تقویم سغدی برابر است با هجدهمین روز ماه پنجم یا («اشناخندا/ اشتاخندا»).

شهریور ماه

یکم شهریور/ اورمزد روز   جشن «فغدیه»، جشن خنک‌شدن هوا در خوارزم که «فغربه» هم گفته شده است.

سوم شهریور/ اردیبهشت روز   جشن «کشمین»، جشنی ناشناخته در سُـغد باستان که با بازاری همگانی همراه بوده است.
چهارم شهریور/ شهریور روز   جشن «شهریورگان»، جشنِ آتشی در ستایش و گرامیداشت «شهریور» (در اوستایی «خْـشَـتْـرَه‌وَئیریـه»، در پهلوی «شهرِوَر») به معنای شهر و شهریاری (شهرداری) آرمانی و شایسته، و بعدها نامی برای یکی از اَمْشاسْپَندان. در «برهان قاطع» (جـلد سـوم، ص۱۳۱۶) به عنوان زادروز «داراب» (کورش) یاد شده است.

هشتم شهریور/ دی به آذر روز   «خزان جشن»، هنگام جشن خزان که از جشن‌های مهم و کهن بوده و با سوارکاری، چراغانی و آذین خانه‌ها و آتش‌افروزی بر بام‌ها همراه می‌شده است. برخی این جشن را در هجدهم

شهریور (و گاه پانزدهم شهریور) دانسته‌اند. «جیمز موریه» در سفرنامه‌اش از آخرین کسانی است که به برگزاری این جشن در شهر دماوند اشاره کرده است.

پانزدهم شهریور/ دی به مهر روز   بازار همگانی دیگری در سُـغد و فرارود (ماوراءالنهر) باستان. همچنین گردیزی در «زین‌الاخبار» جشن خزان را به این روز منسوب می‌دارد.

سی و یکم شهریور/ روز زیادی   جشن پایان فصل تابستان و زمان گاهَنباری بنام «پَـتْـیـه شَـهیم» در اوستایی «پَـئیتیش هَـهْـیـه» به معنای «پایان تابستان».

پیش از این و در کتاب «رصدخانه خورشیدی نقش‌رستم» با سازوکار‌هایی در آفتاب‌سنج‌های آن آشنا شدیم که نشانگرِ آغاز هر یک از هفته‌های شهریور‌ماه بودند. بی‌تردید آن شاخص‌ها با جشن‌های متعددی که در یکم، هشتم و پانزدهم شهریورماه، یعنی در آغاز هفته یکم، دوم و سوم این ماه برگزار می‌شوند، در پیوند هستند. حتی اگر همین جشن‌های شناخته شده امروزی، دیرینگی بسیار نداشته باشند، دستکم بازمانده‌ای از سنت جشن‌های دیرین در آن هنگام‌ها هستند.

مـهـر ماه

فصل پاییز با نام‌های «پادیز/ پاذیز»، «خزان» و «تیرماه/ تیرَه‌ماه» نیز شناخته شده است. نام پسین یا تیرماه در ادبیات فارسی و از جمله در شاهنامه فردوسی به همه فصل پاییز اطلاق شده است و امروزه نیز در تاجیکستان و شمال افغانستان تداول دارد.

یکم مهر/ اورمزد روز   روز جشن بزرگ «میثْـرَکَـنَـه/ میتراکانا/ مهرگان»، بزرگترین جشن هخامنشی در ستایش و گرامیداشت «میترا» در نخستین روز ماه «باگایادی/ بَـغَـیادی» (یاد خدا) و نیز آغاز سال نو در گاهشماری هخامنشی.

امروزه نیز سنت کهن آغاز سال نو از ابتدای پاییز با نام « سال وِرز»، در تقویم محلی کردانِ مُـکری مهاباد و طایفه‌های کردان شکری  باقی مانده است. در تقویم محلی پامیر (به ویژه دو ناحیه «وَنج» و «خوف») از نخستین روز پاییز (تیرماه) با نام «نوروزِ تیرَه ما» یاد می‌کنند. آغاز پاییز به عنوان آغاز سال نو زراعی همچنان در میان کشاورزان رایج است. همچنین بیرونی از این روز با عنوان «نیم‌سرده» (نیمه سال) نام‌ برده است.

هنگام اصلی جشن «مهرگان» نیز در اصل در چنین روزی بوده که بعدها به شانزدهم مهرماه منتقل شده است. در ادبیات کهن فارسی نیز همواره جشن مهرگان با نخستین روز فصل پاییز برابر دانسته شده است.

سیزدهم مهر/ تیر روز   یکی دیگر از جشن‌های تیرگان، در گرامیداشت ستاره باران‌آورِ «تیشتَر/ شباهنگ/ شِعرای‌ یمانی» و در خوارزم باستان به نام «چیری روچ/ تیر روز» (← سیزدهم فروردین و سیزدهم تیر).

ادامه و نشانه‌هایی از این جشن کهن همچنان در آیین قالیشویان اردهال در غرب کاشان دیده می‌شود (امروزه در دومین آدینه مهرماه). مراسم قالیشویان اردهال بازمانده‌ای از جشن تیرگان و دعا و آرزو برای بارش باران، و همانند بسیاری از جشن‌های ایرانی با یک بازار همگانی و بزرگ توأمان است. نیایشگاه اردهال می‌بایست یکی از معابد «تیشتَـر» در ایران باستان بوده باشد و در بسیاری از باورهای ایرانی بین دعای باران و تابوت یا شستشوی مردگان، پیوندهایی وجود دارد.

شانزدهم مهر/ مهر روز   جشن «مهرگان»، جشنی بزرگ در ستایش ایزد «میثرَه/ میترا» (و بعدها «مهر»). در اصل در نخستین روز مهر (← یکم مهر) و بعدها در شانزدهمین روز این ماه.

همچنین روز برگزاری جشن هخامنشی «مَغوژتی/ مَگوفونیا»، روز نجات ایران از غلبه مُـغان.

بیست و یکم مهر/ رام روز   جشن «رام‌روزی» (در خوارزم باستان «رام روچ»)؛ و نیز روز غلبه کاوه و فریدون بر ضحاک.

آبـان ماه

دهم آبان/ آبان روز   روز جشن بزرگ «آبانگان» در گرامیداشت ستاره روان (سیاره) درخشان «اَنَهیتَه/ آناهید (زهره)» و رود پهناور و خروشان «اَرِدْوی/ آمو (آمودریا)»، و بعدها ایزد بانوی بزرگ «آب‌»ها در ایران.

دوازدهم آبان/ ماه روز   برابر با سیزدهم تـیرمـاه تقـویم طبری و روز جشـن تـیرگان در مازندران که «تیرماهِ سیزه شو» نامیده می‌شود.

پانزدهم آبان/ دی به مهر روز   جشن میانه فصل پاییز و زمان گاهَنباری بنام «اَیـاثْـرِم» در اوستایی «اَیـاثْـرِمَـه» به معنای «آغاز سرما».

بیست و هفتم آبان/ آسمان روز   برابر سیزدهم تـیرماه دَیـلمی و روز جـشن تیرگان در گیـلان کـه به نام «تـیرجـشن» و «گالشی جشن» شناخته می‌شود.

آذر ماه

یکم آذر/ اورمزد روز   روز برگزاری «آذر جشن»، یکی دیگر از جشن‌های در پیوند با آتش به مناسبت فرا رسیدن ماه آذر و برافروختن نخستین شعله زمستانی.

نهم آذر/ آذر روز   جش «آذرگان»، جشن آتش دیگری در گرامیداشت «آذر/ آتر» و ایزد منسوب به آن.

سی‌ام آذر/ انارام روز   جشن «شب چله» یا «یلدا»، انقلاب زمستانی و جشن زایش خورشید. ایرانیان در این شب با فراهم آوردن خوراکی‌های گوناگون تا بامداد به انتظار دیدار نخستین پرتوهای خورشید بیدار می‌نشسته‌اند. بیرونی در «آثار‌الباقیه» از آن با نام «میلاد اکبر» نام برده و منظور از آنرا «میلاد خورشید» دانسته است. تقویم میلادی نیز با اندک تغییراتی ادامه همین میلاد است که بعدها آنرا به میلاد مسیح نسبت داده‌اند.

همچنین هنگام جشن پایان پاییز و نیز نیمه سال و گاهنباری به نام «میدْیارِم» در اوستایی «مَـئیذ‌یائیرْیـه» به معنای «میانه سال» و منظور سال گاهنباری است با مبدأ آغاز تابستان.

دی ماه

یکم دی/ اورمزد روز   از گرامی‌ترین روزهای ایرانیان به نام «خرم‌روز/ خور‌ روز (خورشید روز)» یا جشن «نود‌روز» (نود روز تا نوروز).

آغاز سال نو در برخی تقویم‌های ایران باستان که هنوز نیز در پامیر و بدخشان بکار گرفته می‌شود. دیده شدن خورشید در این روز نه تنها «زایش خورشید» (← سی‌ام آذر) را نوید می‌دهد، بلکه آغاز روز، ماه، فصل و سال جدید نیز بوده است.

همچنین هنگام جشنی با نام «آب نو» در آذربایجان همراه با تعویض آبِ آب‌انبارها با آبِ تازه و با مراسمی همگانی.

پنجم دی/ سپندارمذ روز   جشنی همراه با بازار عمومی در سُـغد باستان.

یکم، هشتم، پانزدهم و بیست و سوم دی   چهار جشن منسوب به «دی/ دادار» (خداوند/ هرمزد). کوشیار گیلانی در «زیج جامع» این روزها را «دی جشن» می‌نامد.

چهاردهم دی/ گوش روز   جشن «سیر سور»، جشن گیاه‌خواری و به ویژه خوردن سیر. و نیز روز غلبه دیوان و کشته‌ شدن جمشید‌شاه در روایت‌های ایرانی. (در شـاهنامه فـردوسـی نیز پـدیده گوشتخواری پس از جمشید رواج می‌یابد.)

پانزدهم دی/ دی به مهر روز   جشنی همراه با ساخت تندیس‌‌ها و پیکرتراشی‌هایی به شکل انسان و گاه سوزاندن آن. در برخی متون از این روز بنام «بتیکان» یاد شده است که به احتمال شکل تغیر یافته «دیبگان» است.

شانزدهم دی/ مهر روز   هنگام جشن «درامزینان» یا «کاکتل/ کاکثل» در متون ایرانی. جشنی بسیار کهن و اسطوره‌ای و ناشناخته که نام‌های گوناگون آن ارتباط آن با «درفش کاویان» و «گاو کتل/ گاو درفش» را نشان می‌دهد. در این روایت‌ها «فریدون» نیز جایگاه شاخصی دارد و می‌دانیم که در باورهای کهن، پیوندهای بسیاری میان فریدون و گاو وجود دارد (مانند پرورش فریدون توسط «گاو پُـرمایه/ بَـر مایه» و گرزه «گاو سر» فریدون). گونه‌های مختلف نام‌های این روز و این مراسم، همانند بسیاری از دیگر نام‌های کهن، نشانه دیرینگی این آیین و فراموش شدن شکل اصلی نام آنست. این روز احتمالاً در پیوند با دیده شدن صورت فلکی «گاو/ ثور» نیز بوده است.

بیست‌و‌سوم یا بیست‌وچهارم دی/ دی به دین روز یا دین روز   برابر با سیزدهم ژانویه و جشن تیرگان ارمنیان ایران.

بهـمن ماه

دوم بهمن/ بهمن روز   جشن «بهمنگان»، جشنی در ستایش و گرامیداشت «بهمن» (در اوستایی «وُهومَـنَه»، در پهلوی «وَهْـمَـن») به معنای «اندیشه نیک» و بعدها یکی از اَمْشاسْپَندان. در این روز آشی به نام «آش بهمنگان» یا «آش دانگو» به صورت گروهی پخته می‌شده است که نام «دانگو/ دانگی» برگرفته از همین سنت اشتراکی آن است.

پنجم بهمن/ سپندارمذ روز   پنج روز پیش از جشن سده و جشنی به نام «نوسره».

دهم بهمن/ آبان روز   شامگاه این روز، هنگام جشن بزرگ «سَـدَه/ سده‌سوزی» در چهلمین روزِ پس از «یلدا» (زایش خورشید). متون کهن جشن سده را در آبان‌روز از بهمن‌ماه و در «چلّه» زمستان دانسته‌اند که برابر با دهم بهمن‌ماه می‌شود. جشن سده در نواحی گوناگون با نام‌های مختلفی شناخته می‌شود: در خراسان «سَـرِه»، در حوالی اراک «جشن چوپانان»، در خمین «کُـردِه»، در دلیجان «هَله‌هَله» و در بدخشان تاجیکستان به نام «خِـرپَـچار» دانسته شده است. بتازگی زرتشتیان نیز کوشش می‌کنند تا این جشن را برگزار کنند. در فراهان، سنگسرِ سمنان و جاهایی دیگر، چهار روز پیش و پس از سده را «چاروچار» و سردترین شب‌ها می‌دانند که سده در میانه آن جای گرفته است. همچنین هنگام جشن و نمایش «کوسه‌ناقالدی» که دو نفر در کوچه‌ها به نوازندگی و سرودخوانی می‌پردازند. یکی از این دو نفر نقش «کوسه» و دیگری نقش «تَـکِـه/ تگه» (بُـز نر) را به عهده می‌گیرد. «کوسه» با پوشیدن جامه‌های خنده‌آور، دست و صورت خود را سیاه کرده و «تکه» پوست بزی با دو شاخ بر سر کشیده و دست و صورت خود را سپید می‌کند. گاه پسر نوجوانی نیز در نقش زنِ کوسه به نمایش می‌پردازد. این مراسم در گیلان نیز با نام «آینه تکم» برگزار می‌شود. این نمایش شباهت فراوانی با «کوسه‌سواری» (← یکم اسفند) و نیز «حاجی‌فیروز» نوروزی دارد و بی‌تردید با آیین‌های «باران‌خواهی» در پیوند است. پیوند دادن جشن سده به هوشنگ‌شاه، اشتباهی متداول و ناشی از دخل‌و‌تصرف در شاهنامه فردوسی بوده است. مهمترین دلیل پیدایش این جشن، انجام آیین‌هایی نمادین برای کاستن از شدت سرما و نیز چهلمین زادروز خورشید است.

پانزدهم بهمن/ دی به مهر روز   جشن میانه زمستان و گاهنباری فراموش شده که دلیل فراموشی آن دانسته نیست. با این وجود برخی دیگر از جشن‌های میانه زمستان، بازمانده‌ای از این گاهنبار هستند. همچنین آغاز سال نو در تقویم‌های شمال‌‌غربی هندوکش در افغانستان امروزی؛ آغاز سال نو در تقویم‌های محلی لرستان، بختیاری و کردستان (بنام «وهار کردی»). همچنین هنگام جشن مهرگان («میر ما/ مهرماه»)در تقویم طبری؛ و نیز همین ایام، زمان برگزاری جشن «پیر شالیار/ پیر شهریار» در «اورامانات» کردستان.

بیست و دوم بهمن/ باد روز   جشنی بنام «بادروزی» یا «کژین» در گرامیداشت «بـاد» در اوستایی «واتَـه» و ایزد نگاهبان آن با همین نام که از بزرگترین ایزدان ایرانی در باورهای «زَروانی/ زُروانی» بشمار می‌رفته است. کوشیار گیلانی در «زیج جامع» از آن با نام «باذ وره» یاد کرده است. این جشن نیز با بازار همگانی همراه بوده و در آن روز ریسمان‌هایی از نخ هفت‌رنگ را به آغوش باد می‌سپرده‌اند.

بیست و پنجم بهمن/ ارد روز   برابر ۱۳ یا۱۴ فوریه و جشن آتش ارمنیان به نام «دِرِندِز».

سی‌ام بهمن/ انارام روز   جشن آبریزگان دیگری که با نام «آفریجگان» نیز شناخته شده است. همچنین هنگام جشن مهرگان («میر ما») در تقویم دَیلمی و در گیلان.

اسفند ماه

یکم اسفند/ اورمزد روز   جشن «اسفندی» و هدیه به زنان در نیاسرِکاشان، اقلید و محلات؛ و پختن آش «اسفندی». آغاز سال نو در تقویم محلی نطنز، ساوه و کاشان. در فراهان معروف به «آفتو به حوت» (آفتاب در برج ماهی).

همچنین جشن «آبسالان/ بهارجشن/ جشن روباه» به مناسبت روان شدن جویبارها و طلیعه بهار. خجستگی دیدار روباه. (واژه «آبسالان» با «آبشار» و فشار آب‌ها در پیوند است. در متون کهن، هنگامِ این جشن به گونه‌های مختلفی آمده است که مانند بسیاری از دیگر دگرگونی‌ها ناشی از محاسبه زمان با تقویم‌های گوناگون و کبیسه‌گیری‌های متنوع بوده است.

همچنین روز جشنی به نام «کوسه‌سواری/ کوسه برنشین». مراسم نـمایشی خـنده‌آور که توسط مـردی کـوسـه‌رو که بر دراز‌گوشی سوار بوده بـرگـزار می‌شده است. کـوسـه خـود را باد می‌زده و مردم به او آب می‌پاشیده‌اند.

پنجم اسفند/ سپندارمذ روز   جشن «اسفندگان»، جشنی در ستایش و گرامیداشت «اسفند/ سپَـندارمَذ» (در اوستایی «سْـپِـنْـتَـه‌آرمَئیتی»، در پهلوی «سْـپَندارمَـد») به معنای فروتنی پاک و مقدس و بعدها یکی از اَمْشاسْپَندان. نگهبان و ایزدبانوی زمینِ سرسبز. جشن «سپندارمذگان/ اسفندگان»، روز گرامیداشت زنان در ایران باستان بوده و این روز بنام «مرد‌گیران» (هدیه گرفتن از مردان) در ادبیات فارسی بکار رفته است. بجز این بنام روز جشن «برزگران/ برزیگران» (به مناسبت سبزکنندگان زمین و سبز شدن زمین) نیز خوانده شده است.

دهم اسفند/ آبان روز   جشن «وخشنکام» در گرامیداشت رود «آمودریا/ جیحون»، بزرگترین رود سرزمین‌های ایرانی. این نام از بزرگترین شاخه آمودریا بنام رود «وخش» برگرفته شده است. بیرونی «وخشنکام» را «فرشته جیحون» می‌داند و می‌بایست با «اَناهیتَـه/ آناهید» اینهمانی داشته باشد.

نوزدهم اسفند/ فروردین روز   جشن «نوروز رودها»، گرامیداشت، لایروبی و پاکسازی رودها، کاریزها و چشمه‌ها همراه با پاشیدن عطر و گلاب بر آنها.

بیستم اسفند/ بهرام روز   جشن «گلدان» یا «اینجه»، روز آماده‌سازی و کاشت گل‌ها و گیاهان در گلدان‌ها و نیز جشن درختکاری.

بیست و ششم اسفند/ اشتاد روز   جشن «فروردگان»، جشنی در یاد‌کرد و بزرگداشت روان و فُـروهر (فَـروَهَـر) درگذشتگانِ در این روز و تا پایان سال. این نام به گونه‌های «فرورگان/ فرودگان» نیز آمده است.

بیست و نهم یا سی‌ام اسفند/ مانتره سپند روز یا انارام روز (آخرین روز سال)    جشن پایان فصل زمستان و زمان گاهَنباری بنام «هَـمَـسْـپَـت مَـدَم» در اوستایی «هَـمَـسْـپَـث مَـئیدَیـه» به معنای «برابری شب و روز / برابری سرما و گرما». همچنین هنگام جشن «اوشیدر» در سیستان به آرزوی فرا آمدن سوشیانت. در این روز مردمان دختری را بر شتری آذین شده می‌نشانند و همراه با شادی و سرود او را برای آب‌تنی به آب‌های دریاچه هامون می‌برند. (← سیزده بدر). گرامیداشت درگذشتگان در سُـغد و امروزه نیز در بسیاری نواحی گوناگون. جشن «علفه» در خمین، همراه با بردن علف‌های صحرایی به خانه و روشن‌کردن چراغی در همه اتاق‌ها.

شامگاه آخرین روز سال در بسیاری از نواحی ایران بر بام‌ها آتش می‌افروزند.

- – - ۳ – - -

جشن‌هایی با زمان‌های متغیر

برخی دیگر از جشن‌ها و گردهمایی‌های ایران در زمان ثابتی برگزار نمی‌شوند و به پدیده‌ای طبیعی و یا به روز خاصی در هفته وابسته هستند. در اینجا بطور خلاصه به بعضی از آنها اشاره می‌شود:

جشن «بیل‌گردانی» در روستای «نیمه‌ور» محلات، به مناسبت پایان لایروبی و جوی‌روبی. این مراسم در فاصله بین نوروز تا سیزده‌بدر و همراه با باز‌ی‌های آیینی و نمایشی برگزار می‌شده و متأسفانه امروزه فراموش شده است.

جشن «گلاب‌گیری» در نیاسر و قمصر کاشان، در میانه‌های اردیبهشت‌ماه و به مناسبت آغاز هنگام چیدن «گلِ گلاب» و گلاب‌گیری.

جشن « علم واچینی» یا «جشن خرمن» در گیلان و در یکی از جمعه‌های پایان تابستان، به مناسبت اتمام درو کردن محصول و پایان سال زراعی.

جشن برفی به مناسبت «نخستین برف سال» در بخش‌هایی از آسیای میانه، محلات، خمین و مناطق دیگری در ایران، به مناسبت بارش نخستین برف سال. این مراسم در آسیای میانه همراه با نمایش‌ها و بازی‌های گروهی و سیاه کردن سر و صورت کسی برگزار می‌شود. پختن آش دسته‌جمعی و اشتراکی در صحرا از ویژگی‌های این جشن است.

جشن «چارشنبه‌سوری» در سراسر ایران‌زمین در شبِ آخرین چارشنبه سال همراه با آتش‌افروزی و پریدن از روی آن. این جشن با «آب» نیز در پیوند است و در برخی نقاط، پریدن از روی نهر یا آوردن آب از چشمه توسط دختران و شکستن کوزه‌های آب دیده شده است. در شیراز دختران و زنان از بامداد چارشنبه‌سوری تا پایان روز به آب‌تنی در چشمه کنار آرامگاه سعدی می‌پردازند و پسانگاه پسران و مردان آنرا ادامه می‌دهند. در آذربایجان (و نیز در جمهوری آذربایجان/ اَران) جشن چارشنبه‌سوری در هر چهار چارشنبه اسفندماه برگزار می‌شود. برخی جشن چارشنبه‌سوری را به دلیل نبودِ روزهای هفته در ایران باستان، جشنی نوساخته قلمداد می‌کنند در حالی‌که این پندار درست به نظر نمی‌رسد. هر چند که از دلایل و دیرینگی چارشنبه‌سوری آگاهی چندانی در دست نیست، اما شواهد متعددی در وجود نام‌ روزهای هفته در ایران باستان در دست است و از جمله در شاهنامه فردوسی هم به نام روزهای هفته و هم به جشن آتشی در «چارشنبه‌روز» اشاره شده است. با توجه به شواهد موجود، احتمال می‌رود که این جشن با جشن «فروردگان» در بیست و ششم اسفند و نیز با خانه‌تکانی پایان سال و پاکیزگی خانه در پیوند باشد. پریدن از روی آتش نیز بر خلاف برخی پندارها بهیچوجه بی‌احترامی به آتش نیست، بلکه این کار بگونه‌ای نمادین برای سوزاندن و پاک کردن همه بدی‌ها و نادرستی‌ها و کدورت‌‌ها انجام می‌شود. سرودها و ترانه‌های معروف چارشنبه‌سوری نیز به این نکته اشاره دارند.

جشن «لعل‌جبه» در افغانستان و به ویژه در شهر کابل در هر چهار آدینه‌روز اسفندماه و همراه با بازار همگانی. در باورهای مردمی این جشن در گرامیداشت پهلوان جوانی بنام «لعل‌جبه» که بخاطر نجات میهن در حمله دشمنان جان باخت، برگزار می‌شود.

جشن «گل‌سرخ» به مناسبت شکوفایی این گل در اواخر زمستان یا اوایل بهار. برگزاری این جشن در شمال افغانستان، آسیای میانه، شیراز و کردستان، گزارش شده است. منظور از «گل سرخ»، گلی است که امروزه با نام «شقایق» شناخته می‌شود.

جشن «بابای دهقان» به مناسبت آغاز هنگامِ شخم‌زدن زمین. در این جشن بجز شادی و سرور، از پیرمرد خوشنام و خوش‌یمنی می‌خواهند که نخستین حرکت گاو‌آهن و مقداری از شخم‌زدن زمین، توسط او انجام پذیرد. این آیین از مازندران و گیلان، کرمان، خراسان، افغانستان (بویژه بامیان و هزاره‌جات) و آسیای میانه گزارش شده است. در بسیاری جاها و از جمله در بامیان، گاو را به گونه زیبایی با پارچه‌های رنگی آذین می‌کنند.

جشن «شاندَر» یا جشن انگور در آذربایجان غربی و در اواخر تابستان. در این جشن با شادی و بازی‌های گروهی، هر کس بهترین انگورهای تاکستان خود را برای انتخاب بهترین‌ها به مسابقه می‌گذارد.

جشن «انار» در بخش «تارم/ طارم» استان قزوین و در اواخر تابستان یا اوایل پاییز. در این جشن که با نواختن ساز و دهل و دایره همراه است، برای آغاز چیدن انار به انارستان‌ها می‌روند. مردم چیدن انار پیش از این جشن را ناشایست می‌دانند.

جشن «فندق» در روستاهای منطقه «رودبار» قزوین و در میانه‌های تابستان. در این جشن مردم با سرود و ترانه‌خوانی آغاز به چیدن فندق می‌کنند و دختران با فندق‌ها برای نامزدان خود گردنبند فراهم می‌کنند.

جشن نخستین شنبه و چارشنبه سال در جنوب خراسان. در این دو روز مردم مانند سیزده بدر به صحرا و بویژه به کشتزارها روی می‌آورند و به پختن آش رشته و شادی می‌پردازند.

همچنین جشن‌های متعدد دیگری مانند طلوع سیارگانِ «مشتری/ هرمزد» و «ناهید/ زهره»، باز بردن رمه‌ها از آغل به صحرا، گرد‌آوری محصول زراعی، نخستین باران سال و بسیاری مناسبت‌های کیهانی و طبیعی دیگر که با زندگی روزمره مردم و با اقتصاد زراعی، دامی و معیشتی آنان در پیوند است.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط م.محمدی  | 

معماری جاودانه جاودانه شد

کورش فرزامی طراح سردر به یادماندنی دانشگاه تهران در سن 73 سالگی در گذشت
درسالهای 45-46به دستور ریاست وقت دانشگاه طرح سردر در میان دانشجویان به مسابقه گذاشته شد وازمیان طرحهای رسیده،طرح دانشجویی به نام فرزامی از دانشکده هنرهای زیبا به عنوان طرح برتر برگزیده شد.طرح الهام گرفته ازتصویر خیالی دو پرنده است که بالهایشان را برای اوج گرفتن از زمین باز کرده وعلم ودانش به دوبال تشبیه شده اند که ورود و خروج از دانشگاه با آن ممکن است
سردر دانشگاه تهران به شماره 2445 به عنوان اثر فرهنگی تاریخی در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است
کار اجرای طرح،ابتدا به یک شرکت پیمانکار سوییسی واگذار شد که بدلیل نواقص مربوط به مراحل قالب بندی از ادامه کار توسط این شرکت ممانعت به عمل آمد ویک شرکت پیمانکاری ایران به نام شرکت آرمه اجرای طرح را به عهده گرفت و به اتمام رساند
بر پایه آخرین صورت وضعیت شرکت ارمه هزینه اجرای این طرح در آنزمان 24هزار و500تومان گردیده است
ساخت مرکز صدا و سیمای شهرهای سنندج و مهاباد، ‌شهرک مسکونی دانشگاه تهران، ‌مجموعه صنعتی صدا و سیما، ‌بیمارستان تهران کلینیک، کارخانه زامیاد، غرفه ایران در نمایشگاه بین المللی اوزاکای ژاپن، ‌غرفه فرانسه در نمایشگاه بین المللی تهران از جمله آثار مهندس و هنرمند فقید کوروش فرزامی است.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط م.محمدی  | 

ریشه های معماری مدرن

مکان جدید

تأمین سکونتگاه جدید برای بشر، چیزی فراتر از برپایی خانه‌های مدرن است. انسان تنها در خانه‌اش «سکنی نمی گزیند»؛ او در کنار همشهری‌هایش در مؤسسات عمومی و فضاهای شهری نیز زندگی می‌کند. از این رو برای تجربه تعلق و مشارکت، شناسایی وسیع و گسترده امری ضروری است. هدف از این شناسایی ویژگی مکان است، که با ساختارهای طبیعی و همچنین مصنوعی تعیین می‌شود. بنابراین هدف غایی معماری، خلق و محافظت از مکان است. بگذارید تکرار کنم که مکان می‌تواند به عنوان سنتز سازماندی فضایی درک شود و فرم ساخته شده (به طور قیاسی، سکونتگاه، سنتز تشخیص موقعیت و شناسایی است)، و معنای آن با زبان معماری یا سنت نشان داده می‌شود. همچنین می‌توان اضافه کرد که معماری تنها مسئله چگونه و چه نیست، بلکه مسئله کجا نیز هست.

بنابراین، مسئله نهایی ما این است که معماری در خلق مکان‌های رضایت‌بخش برای شیوه جدید زندگی موفق بوده است. با وجود این ، مکان مدرن مکانی است که هویت خاص خود را دارد. البته در عین حال، مکان باید دارای نوعی آشکارگی یا فراخی واقعی باشد که حضور همزمان «مکانهای بیشمار» را نشان دهد. گفتیم که برخی از ابزارهای لازم برای حل این مسئله ، یعنی تصور جدید از فضا و فرم، قوام گرفته بودند. همچنین خاطر نشان کردیم که این ابزارها برای حل آن وظایف ساختمان که مکان مصنوعی تعیین می‌کرد، مورد استفاده قرار گرفتند. دست آخر این واقعیت را یادآوری کردیم که جنبش مدرن مدت‌ها پیش نیاز به عظمت و منطقه گرایی جدید، یعنی نیاز به فرم‌های نمادین جدید، را تشخیص داد. اینجا شرایط لازم برای خلق مکان‌های معاصر وجود دارند، و در این میان می‌توان به تلاش‌های بسیار چشمگیر برای حل ملموس این مسئله نیز اشاره کرد. در فصول بعد، درباره «چگونه» و «چه» و «کجا» ی معماری مدرن به تفصیل بحث خواهد شد؛ و نقاط ضعف و دستاوردهای ممکن آن نیز خاطر نشان خواهد گردید.

اما پیش از ادامه بررسی‌ها، اشاره به برخی مخاطرات که رشد این سنت جدید را مانع شدند، اجتناب‌ناپذیر می‌نماید. به طور کلی آنها پیامد اعتقاد یک بعدی در منطق و دودستگی تفکر و احساسی بودند که ریشه در عصر روشنگری داشت. ظاهراً معماری مدرن قرار نبود به عنوان شقی از فن‌آوری عقلانی عمل کند، بلکه می‌بایست به عنوان مکمل آن در نظر گرفته می‌د. پیشگامان، جهان جدید را قبول داشتند، اما می‌خواستند بعد هنری آن را که در مرحله ابتدایی آن به فراموشی سپرده شده بود، به آن بازگردانند. برج ایفل تجلی شکوهمند این هدف است. گرچه پیشگامان در کارهای خاص خود موفق بودند،اما شیوه‌هایی را به کار بردند که بی‌نقص نبود. اثر هنری هرگز نتیجه تحلیل منطقی نیست و نمی‌تواند به عنوان آینده‌ای از «شیوه بیان» انتزاعی درک شود. اثر هنری همیشه بر نگرش یا «انگاره» ای کلی استوار است که به تجمیع عناصری که به طور منطقی تعلقی به یکدیگر ندارند می‌پردازد. هنر اساساً غیرمنطقی است و نمی‌توان آن را با اصطلاحات علمی توصیف کرد. بسیاری از معماران مدرن نما، با انتقال روش‌های علوم طبیعی به معماری، بعد هنری آن را از بین بردند، و زمینه کارشان را به طراحی صرف و ساخت تقلیل دادند. این تقلیل به طور کلی دو جهت متفاوت را در بر می‌گرفت: یکی از اینها ریشه در اتم گرایی تفکیک ناپذیر از عل تحلیلی داشت. و دیگری از باور علمی به سیستم‌های سامان بخش ناشی می‌شد. در نتیجه معماری مدرن با گسترش زیاد به جلوه‌های نواکسپرسیونیستی یا فرمالیسم نوعقلانی سخت تنزل کرد در هر دو مورد نگرش جدید از دست می‌رود و معماری دشمن زندگی معاصر می‌شود.

نقاشانی مانند کلی و کاندینسکی خیلی پیش از این رویکردی پدیدار شناسانه به مسائل هنر تصویری را مطرح ساختد، و برخی معماران آن پیشنهاد را دنبال کردند. پدیدار شناسی در فلسفه برای امکان بازگشت به «خود اشیاء» از طریق توصیف‌هایی که «شیء بودگی» آنها را نشان می‌دهد. عمل می کند. در برخی موارد، انسان تلاش کرده است که با مشکلات محیط زیست و مکان به طور جدی برخورد کند، و مکانمندی را به عنوان یکی از ساختارهای اساسی «هستی ما در این جهان» توصیف کند. بدین ترتیب مکان  به مثابه «شیء» در مفهوم اصلی واژگانی آن درک می‌شود و این به منزلة نوعی «گردهمایی» است که «انسان را با جهان  رو در رو می‌کند.» بنابراین مفهوم مکان عبارت است از جهانی که مکان به وجود می‌آورد. هر جهان، کلی و در عین حال وابسته به شرایط است، و معماری باید این واقعیت را از طریق تعابیر تازه از حال و هوای ویژه هر مکان (geniuse loci) بیان کند. ظاهراً سبک‌ها در ساختارهای اصلی ریشه دارند، و نماینده مجموعه‌ای از انتخابهای ویژه‌اند. بدین ترتیب گرچه اساس کلی سبک‌ها به آنها ارزش ابدی می‌بخشد، اما به طور کلی سبک‌ها منحصر به فردند. هر چند جهان آزاد نمی‌تواند از سیستم‌های بسته‌ای از این نوع استفاده کند اما در این میان به «پلان آزاد» و «فرم‌های آزاد» نیاز است. معماری برای به وجود آوردن این امکان  باید به سرچشمه‌هایی رجوع کند که در زبان‌های متفاوت فرم مشترک‌اند. جنبش مدرن از این مسئله آگاه بود، اما نظریه پردازی‌اش در این باره در تنگنای «علمی» گرفتار شد. پدیدار شناسی به این نقطه ضعف غلبه می‌کند و این امکان را به دست می‌دهد که ریشه‌های مان را درک کنیم. با کمک پدیدار شناسی، زبان جدید معماری می‌تواند ایجاد گردد و بدین ترتیب مکان جدید رونق گیرد.

 
+ نوشته شده در  ساعت   توسط م.محمدی  | 

چگونگی تزینات داخلی اتاق کودک

چگونگی تزینات داخلی اتاق کودک

معمولاًچگونگی تزیین اتاق کودک و چیدمان وسایل در آن، به عنوان یکی از دل مشغولیها و سرگرمیهای خانم خانه قرار می گیرد و عرصه بسیار جالبی برای خواستهای عاطفی خانواده می باشد. مهمترین نکته ای که باید برای ایجاد آرامش در اتاق کودک در نظر گرفته شود این است که همان طور که کودک به تدریج رشد می کند، باید وسایل اتاقش نیز انعطاف لازم با این رشد را داشته باشند . قبلاً گفته بودیم که قد انسان را به طور متوسط ۱۷۰ سانتی متر در نظر می گیرند اما انسانی که ما در اینجابا او سر و کار داریم دراین مقوله نمی گنجد و باید این استاندارد را در مورد او فراموش کنیم . قد کودک تقریباً هر روز و هر هفته رشد می کند. بنا براین باید وسایلی که برای او تهیه می کنیم انعطاف لازم را داشته باشند.اشتباهی که گاهی بعضی از خانوادها مرتکب می شوند این است که بر اساس سلیقه و علایق خود وسایلی را تهیه می کنند که فقط برای مدت کوتاهی قابل استفاده است و یا اینکه کودک را مجبور به استفاده از وسایلی می کنند که با ابعاد فیزیکی او تناسبی ندارد . اما باید دقت شود که وسایل مورد استفاده کودک در شکل گیری شخصیت و تربیت او تأثیر به سزایی دارند و باید در انتخاب آنها دقت فراوانی مبذول شود .

به طور کلی فرم و اندازه اتاق بچه باید بسته به استفاده کننده ء آن قابل انعطاف باشد . معمولاً مشکل اصلی خانواده ها این است که اتاق بچه مطابق با سلیقه پدر و مادر آماده می شود . استفاده از رنگهای متضاد در اتاق کودک ممکن است در بعضی از حالات برای او خیلی جالب باشد اما در مواقع دیگرکودک نیاز به رنگهای آرام بخش دارد. دانستن و رعایت این مسایل مستلزم آن است که مادران آموزشهای لازم در این زمینه را دیده و با شخصیت و روحیات کودک خود در سنین مختلف آشنا شوند . تزئین اتاق کودک باید مهیج و فانتزی باشد. اولین چیزی که باید در دکوراسیون بندی اتاق کودکتان به آن توجه داشته باشید، این است که این تزئینات باید مطابق با سن و روحیه کودکانتان انجام گیرد. نباید اتاق فرزند ۳ ساله تان را مثل اتاق دختر ۱۳ ساله تان تزئین کنید. البته منظور این نیست که باید هر سال با بالا رفتن سن فرزندتان تزئین اتاق او را به هم بزنید. منظور این بود که باید اتاق کودکان را با توجه به گروه سنی آنها دکوربندی کنید.

دمای اتاق کودک

از مسایل مهم دیگر در اتاق کودک تعیین میزان سرما و گرمای این اتاق است . گاهی دیده شده است که وقتی پدرو مادر شخصاً احساس سرما و یا گرما می کنند تصور می کنند که کودک هم همین احساس را دارد .در صورتی که شاید این موضوع در موردکودک صدق نکند .میزان گرما و سرمای اتاق بچه باید متناسب با وضعیت جسمی خود کودک تنظیم شود.

خصوصیات کلی اتاق کودک

اصولاً بهتر است محل استقرار اتاق کودک در نمای جنوبی ساختمان باشد تا از نور خورشید بر خوردار گردد . وسایل گرمازا در اتاق کودک نباید به هیچ وجه در دسترس او قرار داشته باشند .
میز کار ، میزبازی، وسایل بازی و تخت خواب کودک باید از مواد و وسایل طبیعی تهیه شده باشند نه از وسایل مصنوعی. زیرا بچه هابه طور مداوم در تماس مستقیم با این وسایل هستند . اصولا ً بچه ها خیلی زیاد عرق می کنند وگاهی برای مدت طولانی تن برهنه خود را به وسایل می چسبانند . گفته می شود بیماریهای سرطانی گاهی در اثر ارتباط تن برهنه کودک با وسایل و امکانات پلاستیکی و ایجاد تعریق بین آنها شکل می گیرد که ممکن است سالها بعدبروز کند. بهترین جنس برای وسایل کودک، وسایل چوبی هستند .

رنگ و فرم وسایلی که بچه ها از آنها استفاده می کنند در تعیین و شکل گیری شخصیت آنها نقش مهمی دارد . با توجه به تفاوت سلیقه دختران و پسران رنگ و فرم مورد استفاده برای کودکان دختر و پسر نیز تفاوت می کند . دختران بیشتر به رنگهای صورتی و لیمویی وپسران به رنگ های آبی روشن و خاکستری علاقمند می باشند . در کنار این رنگها معمولاً کودکان از دیدن رنگهای متضاد نیز خوشحال می شوند و به سمت آنها جذب می شوند .

از آنجا که هر کودکی قیافه و خصوصیات خاص خود را دارد.علایق و سلیقه های آنها نیز متفاوت است . نبایدبه اشتباه تصور شود که علایق کودکان با یکدیگر و یا با علایق ما مشترک است . در نظر گرفتن تنوع وسایل و امکانات در اتاق کودک به دلیل استفاده طولانی مدت از اهمیت بسیاری برخورداراست .

کودکان به نقاشی و حجم سازی بسیار علاقمند می باشند و دوست دارند وسایلی را که در اختیار دارند رنگی کنند، مثل نقاشی کردن روی دیوارهای اتاقشان .گاهی این مسئله باعث ایجاد اضطراب و نگرانی در خانواده ها می شود. اما باید دقت نمود که کودکان را از انجام این کار نهی نکنیم .و فضای لازم را برای انجام این کار برای او فراهم کنیم .به طور کلی آشنایی با روانشناسی کودکان و چگونگی تزیین اتاق آنان مسئله بسیار مهمی است به طوریکه شاید بتوان گفت ارتباط بسیار زیادی بین تزیین اتاق کودک و اصلاح جامعه وجود دارد.

رنگ های متناسب برای اتاق کودک

ببینید کودکتان به چه رنگی علاقه دارد. اگر هنوز سنشان به حدی نرسیده که بتوانند به خوبی صحبت کنند، یک جعبه مداد رنگی در جلویش بگذارید تا خود یکی از رنگ ها را که دوست دارد انتخاب کند. کودکان بزرگتر خود می توانند به شما بگویند که دوست دارند رنگ اتاقشان چه رنگی باشد. یادتان باشد که اولویت با علاقه ی خود بچه هاست.

سعی نکنید مدل و رنگ دلخواه خودتان را به زور به بچه ها تحمیل کنید. شخصیت آنها از همین سنین شکل می گیرد و اتاقشان می تواند آینه ی خوبی برای نشان دادن شخصیتشان باشد. البته منظورم طرح و رنگ های غیرمعقول آنها نیست. باید محدودیت تعیین کنید اما باز آنها را در انتخابشان آزاد بگذارید.

اتاق کودکتان را با ابتکار تزئین کنید

از تخیل و ابتکارتان استفاده کنید و از کودکتان نیز برای رنگ کردن اتاق ها کمک بخواهید. دیوارهای اتاق می تواند به طرز مبتکرانه ای با نقاشی های کودکتان تزئین شود. می توانید از آلبوم ها و عکس های ویژه در مجلات و اینترنت در این زمینه کمک بگیرید. دکوپاژ نیز برای خلق یک اتاق رویایی و خاص برای کودکتان کار جالبی است.

مبلمان اتاق کودک

با وجود طراحی های جالب و خاص برای مبلمان اتاق کودک موجود در بازار، کار شما کمی ساده تر شده است. می توانید اتاق دخترتان را مثل اتاق پرنسس ها صورتی و رمانتیک تزئین کنید. می توانید اتاق پسرتان را شکل قهرمانان یا اتوموبیل سواران طراحی کنید که مثلاً تختخوابش به شکل ماشین مسابقه باشد. و یا بسیاری طرح های دیگر که مطابق با علاقه و روحیه کودکتان نیز باشد. دقت کنید که بسیاری از اثاثیه اتاق را خودتان نیز می توانید بسازید. پس زیاد تو خرج نمی افتید.

 
+ نوشته شده در  ساعت   توسط م.محمدی  | 

مختصری بر نقش رنگ در معماری

مختصری بر نقش رنگ در معماری

یکی از ملاحظات روانشناختی رنگ که در کاربرد هنری رنگ اهمیت دارد ، بررسی تأثیر متقابل رنگ ها است . جلوه یا اثر هر رنگ در جوار رنگ دیگر تغییر می کند هر رنگ نسبت به دیگری میزان تیرگی یا روشنی ذاتی اش را می نمایاند . معکوس کردن این ترتیب طبیعی ، ناسازگاری رنگی به بار می آورد.هر رنگ دارای سه صفت یا سه بُعد دیداری مستقلا ً تغییر پذیر است : فام ، درخشندگی و پرمایگی

فام ، صفتی از رنگ است که جایگاه آن را در سلسله ی رنگی ( از قرمز تا بنفش) – معادل با نور طول موج های مختلف در طیف مرئی – مشخص می کند قرمز ، زرد و آبی را فام های اولیه می نامند و چون مبنای سایر فام ها هستند ، رنگ های اصلی نیز نام گرفته اند . فام های ثانویه عبارتند از : نارنجی ، سبز و بنفش که که از اختلاط مقادیر مساوی از دو فام اولیه حاصل می شوند . فام های ثالثه از اختلاط فام های اولیه و ثانویه به دست می آیند : زرد- نارنجی( پرتقالی) ، نارنجی- قرمز ، قرمز- بنفش ( ارغوانی) ، بنفش- آبی ( لاجوردی) ، آبی- سبز (فیروزه ای) ، سبز- زرد (مغز پسته ای) . دوازده فام نامبرده را با ترتیبی معین در چرخه ی رنگ ، نشان می دهند . در چرخه ی رنگ ، فام های ثانویه و ثالثه ای که بین یک زوج فام اولیه جای گرفته اند ، دارای روابط خویشاوندی هستند و در کنارهم ساده ترین هماهنگی رنگی را پدید می آورند .مادامیکه این رنگها با رنگهای خالص سفید و سیاه ترکیب شوندایجاد بیشماری از رنگها و سایه های مختلف مینمایند
درخشندگی، دومین صفت رنگ است و درجه ی نسبی تیرگی و روشنی آن را مشخص می کند(غالبا ً نقاشان اصطلاح رنگسایه را نیز در همین معنا به کار می برند) . معمولا ً درخشندگی رنگ های فام دار را در قیاس با رنگ های بیفام می سنجند . در چرخه ی رنگ ، زرد بیشترین درخشندگی (معادل خاکستری روشن نزدیک به سفید) و بنفش کمترین درخشندگی ( معادل خاکستری تیره ی نزدیک به سیاه) را دارد .
پرمایگی (اشباع)، سومین صفت رنگ است و میزان خلوص فام آن را مشخص می کند ( گاه واژه ی شدت را در این مورد به کار می برند ) . فام های چرخه ی رنگ صد در صد خالص اند ولی در طبیعت به ندرت می توان فام خالصی یافت . همچنین ، کمتر رنگیزه ای حد اشباع فام مربوطه در چرخه ی رنگ را داراست .
رنگهای درخشان به تنهایی جذاب هستند اما اگر در یک الگو یا ردیفی منظم قرارگیرند از نظر بصری تاثیر بیشتری خواهند داشت. این نوع آرایش یک ساختار ساده را بر این رنگها حاکم میکند و در نتیجه یک مفهوم و یا نوعی نظم را، ورای حضور محض رنگها، منتقل خواهد کرد.

دیوارها و پیش زمینه های روشن

رنگ های سرد ، مختصر کاهش در دمای بدن نگرنده ایجاد می کنند و رنگ های گرم باعث مختصر افزایش دمای بدن می شوند . به لحاظ بصری ، رنگ گرم پیش می آید و رنگ سرد پس می نشیند.

پنجره ها و مبلمان با زمینه رنگ و سایز متوسط

در مبلمان و پنجره هائی با سایز بزرگ شاهد ان خواهیم شد که رنگ انها با یکدیگر مخلوط خواهد شد و از لحاظ تآثیر گذاری بر محیط غالب خواهند شد ثبات از بین خواهد رفت و تلویحآ نوعی تکان بصری ایجاد خواهد نمود.با مبلمان وپنجره های متوسط و با رنگی متعادل و متوسط خواهیم توانست ترکیب بندی با ثبات داشته باشیم. هر ترکیب بندی را میتوان کارآمد دانست به شرط این که عناصر صحنه به طور موثر با بینندگان مورد نظر آن، ارتباط برقرار کند. در اغلب موارد، نکته اساسی در شناسایی عناصر کلیدی صحنه نهفته است تا با نظم مبلمان و میزان نور ، آنها را از دل سایر عناصر تصویری متفرقه، بیرون بکشید. همین اشیاء مزاحم، صحنه ها را مخدوش میکنند و همچنین،بهتر است به جای تمرکز زیاد روی جزییات خیلی خاص، تنها روی ساختار کلی صحنه تمرکز کنید. چرا که تاثیر آنها در مقابل ترکیب بندی عمومی، بسیار سطحی است.

ملحقات تیره

از این رو چشمان شما به سمت رنگ تیره تر کشیده میشوند و شما در روشی قادر خواهید بود ملحقات واثاثیه ها را نظم دهید تا هادی دید وکیفیت بصری روان باشند

 
+ نوشته شده در  ساعت   توسط م.محمدی  | 

Under construction
Peter Eisenman
Field of Stelae
Berlin, Germany

2,752 stelae in dark concrete, varying in height and inclination.

After several revisions the "Field of Stelae" Holocaust Memorial is now under construction a few yards from the Brandenburg Gate.
The site for the Memorial, a 19,000 square meter stretch of unoccupied land on the edge of the Grosser Tiergarten, was until 1945 part of the "Ministry Gardens", a private park that was attached to the ministries along Wilhelmstrasse.
The war and post-war years and the fact that the Berlin Wall, built in 1961, and the "death strip" ran along Ebertstrasse occupying almost all of what is now the memorial site, obliterated any traces of what was there before 1945.

The final design features 2,752 concrete slabs (stelae) arranged in a grid pattern.  The slabs are 0.95 meters deep and 2.38 meters wide and vary only in height from 0.2 meters to 4.8 meters. The unevenly sloping ground, giving the impression of an undulating field, will be paved with concrete stones.
In the western part groups of trees will be planted in informal groups to form a transition to the Tiergarten.

A subterranean information center will be located at the southeast corner. The center will consist of several rooms, some lit by natural light, with an exhibition area of ca. 100 meters.

The "Field of Stelae" will not have a fixed entrance, center or exit, visitors will be able to choose their own way in and out of the complex.

The "Field of Stelae" memorial is scheduled to open May 8, 2005 - the 60th anniversary of the end of the Second World War.

Since the reunification, this site between Pariser Platz and the adjacent squares Potsdamer Platz and Leipziger Platz has become a prominent inner-city area which is still undergoing development.  Several new buildings, including the DZ Bank by Frank Gehry, the Reichtag by Norman Foster, the British Embassy by Michael Wilford, the French Embassy by Christian de Portzamparc, have already been completed nearby.
Construction recently started on the new US Embassy designed by  Moore Ruble Yudell Architects with Gruen Associates. The Embassy is scheduled for completion in 2008.

منبع arcspace


+ نوشته شده در  ساعت   توسط م.محمدی  | 

معماری ودائی یا واستوشاسترا دانش قدیمی، که در مورد قوانین طبیعت و تأثیر آن بر روی زندگی انسان از طریق مسکن و محل کار سخن می گوید. معماری ودائی مجموعه ای از ستاره شناسی و نجوم؛ طالع بینی؛ فیزیک؛ شیمی؛ مقرّرات یوگا و کیهان شناسی می باشد. عدم تقارن، مارپیچ و تکامل نقش مهمی در این دانش به عهده دارند.

پنج عامل اساسی این دانش عبارت از: آب، خاک، هوا، آتش، فضا (خلاء)

طبق این دانش اگر در هنگام طراحی و ساخت ساختمان، موقعیت مناسبی برای پنج عامل فوق در نظر گرفته شود، به ایجاد روابط دوستانه بین محیط بنا و قوانین ناشناخته طبیعت کمک می شود.

2

 

معماری ودائی دانشی است در ارتباط با نقشه کشی ساختمان است. بر اساس این دانش کل جهان هستی از ترکیب پنج عامل فوق تشکیل شده و از طریق تدارک دیدن انرژی به حفظ ما کمک می کند. وجود یک تعادل فعال بین ماده و انرژی، که در ارتباط با بدن ما قرار می گیرد، انعطاف پذیری بیشتری را به جسم و ذهن می دهد، و به این ترتیب، کیفیت زندگی را بهتر و خوشایندتر می سازد. گر بین عوامل اساسی عدم هماهنگی موجود باشد، انرژی های ما متفرق و پراکنده شده، و از بین می رود.

 

پنج عامل اساسی

اعضاء حسی

اعمال

هوا

خاک

آتش

آب

فضا (خلاء)

پوست

بینی

چشم ها

زبان

گوش ها

لامسه – لمس کردن

بویائی – بوئیدن

بینایی – دیدن

چشائی – چشیدن

شنوائی - شنیدن

 

در هنگام طراحی یک ستختمان بایستی محل مناسبی برای عوامل فوق در نظر گرفت.

- مرکز ساختمان به فضا اختصاص دارد، که دارای حداقل فعالیت می باشد.

- شمال شرقی به آب اختصاص دارد (مخزن آب، چاه آب، استخر و ... در این سمت از ساختمان قرار می گیرد).

- شمال غربی به هوا احتصاص دارد (این سمت محل خوبی برای مهمان خانه یا انبار است).

- جنوب غربی به خاک اختصاص دارد (این سمت مکان مناسبی برای بیشتر موارد است، زیرا از میان پنج عامل ذکر شده خاک (زمین) با ثبات ترین می باشد. جونب غربی را بیشتر مورد استفاده قرار می گیرد).

- جنوب شرقی به آتش اختصاص دارد ( در این سمت آشپزخانه، آبگرم کن، دیگ بخار، کوره، تنور، شومینه و ... قرار می گیرد).

معماری ودائی

4

5

برای اطلاعات بیشتر به منابع زیر رجوع کنید:

کتاب: فِنگ شویی ، واستوشاسترا – ترجمه: دکتر پروین بیات

http://www.freevastushastra.com

http://www.clairvoyanthealing.com/secretsofvastushastra/page01.htm

http://www.vastumysteries.com/vastuin1.htm

 برگرفته از وبسایت http://www.villagearchitectural.com/fa/architecture/Vedic%20Architecture.html

نوشته دوست عزیزم جناب آقای حسین عباسی.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط م.محمدی  | 

برخی از دوستان در مورد عکس های قسمت بازشو نظر دادند اما به دلیل برخی مشکلاتی از طرف سایتی که عکس ها رو نمی تونه باز کنه

+ نوشته شده در  ساعت   توسط م.محمدی  | 

هنر اژه اي(قسمت دوم)

نگاهي به تالار بارگاه ملكه با تالار ستون ها و روشنايي آن شيوه ي نمونه وار تزيين ديوارهاي اتاق هاي مهم كاخ كنوسوس را نشان مي دهد . در اين نقاشي هاي ديواري ، بسياري از جنبه هاي زنگي كرتي ها ( مسابقات گاوبازي ، رژه و مراسم مذهبي ) و طبيعت ( پرندگان ، چارپايان ، گل ها و زندگي دريايي با دلفين هايي كه در ميان ديگر جانداران دريايي به جست و خيز پرداخته اند ) تجسم يافته اند .

سرزندگي و خودجوشي ، سجيه ي متمايز كننده ي نقاشي ديواري از گاوبازي است . با آن كه فقط تكه هايي از اين نقاشي ديواري كشف شده اند ، همين تكه ها از لحاظ تجسم حركات قوي دخترها و مرد جوان كه در هوا نشان داده شده و شايد هم شاخ هاي گاو را گرفته و بر پشتش معلق زده بوده باشد ، فوق العاده اند . تفاوتي كه در نقاشي هاي مينوسي مي بينيم در رابطه ي گاو – شايد هم در اين جا حتي در مقام يك خدا نمايانده شده – با آدميان است .

ارگ تيرونز ( 1400 – 1200 پيش از ميلاد )
اين ارگ در فاصله ي پانزده كيلومتري ميسن قرار دارد . ديوارهاي تنومند تيرونز در نقطه ي مقابل كاخ هاي بي حصار كرتي قرار دارند و آشكارا نشان مي دهند كه جنبه اي دفاعي داشته اند . ساختمان هاي درون محدوده ي ديوارهايي به ضخامت 6 متر در يك امتداد واقع شده اند و به نظر مي رسد كه از روي نقشه اي از پيش تعيين شده ساخته شده اند .

+ نوشته شده در  ساعت   توسط م.محمدی  | 

هنر اژه اي(قسمت اول)

هنر اژه اي

كاخ كنوسوس ( 1500 – 1600 پيش از ميلاد )
بزرگ ترين كاخ در دوره ي مينوسي پسين كه داراي ساختماني بي نقشه بود . زمين حياط بزرگ مستطيل شكلي كه تمام واحدهاي كاخ گرداگرد آن ساخته شده اند ، در زمان كاخ كهن تسطيح شده بود و شيوه ي حلقه زدن ساختمان ها به دور آن حكايت از اين دارد كه نقشه اش پيشاپيش تهيه نشده بود بلكه چندين هسته ي مركزي ساختماني ، همراه با هم رشد مي كرده اند و حياط مزبور نيز نقش عامل سازمان دهنده ي اصلي را ايفا مي كرده است . دومين عامل سازمان دهنده ، دو دالان دراز بوده اند . يك دالان شمالي-جنوبي در ضلع غربي حياط ، اتاق هاي اداري و تشريفات را از انبارها كه محل ذخيره سازي شراب ، غلات ، روغن و عسل در خمره هاي بزرگ بودند ، جدا مي كرده است . در ضلع شرقي حياط ، يك دالان شرقي-غربي ، تالارهاي مخصوص شاه و ملكه و تالارهاي پذيرايي ( جنوب ) را از اتاق هاي كارگران و پيش خدمت ها ( شمال ) جدا مي كند . در كوشه ي شمال غربي كل مجتمع ساختمان ، " ميدان " يا " محوطه ي تئاتر " با پله ها ( صندلي پله اي ؟ ) در دو طرف – نخستين نسل تئاتر يونان در دوره هاي بعدديده مي شود . در زير كاخ ، شبكه ي كارآمدي براي فاضل آب از لوله هاي سفالي ساخته شده است و به همين علت ، احتمال زياد مي رود كه كنوسوس يكي از بهداشتي ترين شهرهاي جهان تا پيش از سده ي بيستم بوده باشد . اين كاخ سه اشكوب با پله كان هاي ذاخلي داشت كه به گرد روشنايي و هواكش هاي آن ساخته شده بودند . از ويژگي هاي مشخص كننده ي ستونهاي مينوسي ، كه در آغاز از چوب ساخته شده بودند ولي بعدها با سنگ بازسازي شدند ( به اعتقاد امروزيان با تناسب هاي نادرست و بزرگ تر ) ، سرستون هاي پيازي شكل و بالشتكي و شيوه ي مخروطي شدن تنه ي ستون در سمت قاعده و پهن تر شدنش در رأس بود .

+ نوشته شده در  ساعت   توسط م.محمدی  | 

برخی از کارهای معماران خارجی در ایران (لطفا اگر کسی اطلاعات بیشتری دارد در اختیار ما نیز بگذارد)

زیست خاور مشهد...............>فیلیپ جانسون

ساختمان مرکزی دبیرستان البرز از مارکوف

بازسازسی محله عباس آباد   کنزو تانگه

دانشگاه تهران      آندره گدار

بانک ملی انقلاب      اوتزن

ارامگاه حافظ   گدار

پیتر بهرنس هم که طراح کارخانه های توربین بود یک کارخانه هم در اهواز طراحی کرده است

 

شعبه بانک ملی تهران خیابان انقلاب روبروی سینما سپیده  اثر jurn utzen معمار اپرا ی سیدنی

.

هتل تهران - اثر کنزو تانکه

+ نوشته شده در  ساعت   توسط م.محمدی  | 

روشهای ماکت سازی:

روشهای ماکت سازی: امروزه برای ساخت ماکت های معماری و دیگر ماکت ها از متریال و روش های بسیار زیاد و متنوعی استفاده می شود که به برخی از آنها اشاره می کنیم. 1- ماکت سازی با استفاده از مقوای یونولیت : این نوع ماکت سازی بیشتر جهت ساخت ماکت اولیه (اتود) کاربرد دار. 2- ماکت سازی با استفاده از مقوای ماکت : این نوع ماکت سازی به علت دارا بودن تنوع رنگی مقوای ماکت ودرعین حال محکم و نسبتا ارزان قیمت بودن آن در بین دانشجویان طرفداران بسیار دارد از معایب این نوع کار می توان به سخت بودن برش جهت کارهای ظریف و محدود بودن ضخامت آن اشاره کرد. 3- ماکت سازی با استفاده از فوم : فوم به دلیل سبکی زیبایی و سحولت در برش دادن بیشتر در در ماکت هایی مورد استفاده قرار میگیرد که طرح دارای حالات خاص و ترکیب بندی مشخصی باشد. اما از معایب این کار محدودیت استفاده از چسباننده خاص(چسب فوم)است. 4- ماکت سازی با استفاده از چوب بالسا: چوب بالسا جهت ماکت هایی با دقت و ظرافت بالا کاربرد دارد از ویژگی های این جنس این است که در ضخامت های مختلفی و جود دارد و سازنده میتواند بنا به نوع طرح از ضخامت های گوناگون استفاده کند از معایب این جنس شکننده بودن آن است حال به روش کار برخی از انواع ماکت ها می پردازیم: روش پاپیه ماشه(روش پاپیه ماشه یک روش فرانسوی ست): برای ساخت گنبد در ماکت روش های زیادی وجود دارند که از رایج ترین شیوه می توان به شیوه ی زیر اشاره کرد: در ابتدا تلاش می کنیم دایره که در ساقه ی گنبد به کار می رود را به یک چند ضلعی (تعداد زیاد) تبدیل کنیم تا کار راحت تر شود( شاید تصور شود که با این شیوه شکل اصلی گنبد از بین می رود اما در اصل این طود نیست بلکه در پایان کار گنبد به شکل اصلی خود ساخته شده است) در این جا احتمالا بهترین انتخاب همان دوازده ضلعی معروف است سپس با توجه به اندازه ی ساقه ی گنبد شکل کلی گنبد را به صورت باز شده رسم می کنیم در اصل در امتداد هر ساقه شکلی که برای گنبد در نظر گرفته ایم ترسیم می شود که اکثرا به شکل گلبرگ است. دوازده گلبرگ تنها در یک نقطه به هم تماس دارند و برای باز نماندن بین آنها از نوارهایی استفاده می شود. و از یک کلاف نیز به دور ساقه استفاده می شود. روش معمول بعدی استفاده از دونیم دایره در هم فرورفته است که حالت ارتجاعی پیدا می کنند و به راحتی شکل می پذیرند. رسمی ترین روشی که در این ضمینه کاربرد دارد روش پاپیه ماشه است: در این روش ابتدا کاغذ کاهی را به همراه چسب چوب(برای استقامت) در آب ریخته روی حرارت قرار می دهیم با یک خمیر یکنواخت را به دست دهد سپس در همان حالت خمیر را درون قالب که احتمالا نیم کره است می ریزیم و پس از خشک شدن از قالب بیرون می آوریم.بعد از آن این گنبد را می توان با سمباده کاملا یک دست کرد. در ساخت گنبد مخصوصا به شیوه اول باید دقت کرد که هر چه ارتفاع نسبت به قطر بزرگتر باشد استحکام گنبد بیشتر است ساختن درخت می تونین رشته های نازک کاغذ را به دور یه میله چوبی دلخواه(تنه درخت) که سر آن را باچسب داغ پوشانده اید به صورت دلخواه بپیچانید یا به جای کاغذ از پاشیدن براده های چوب،اسفنج یا تراشه مداد و...استفاده کنید -ازگوش پاک کن میشه به عنوان چراغ برق استفاده کرد و قسمت پنبه ای اون هم خیلی راحت با پاستل قابل رنگ شدنه -مقوای عکس های رادیولوژی برای ماکت سازی نسبت به مقوای ماکت دو مزیت داره اول اینکه برش پذیریش خیلی راحت تره ودوم اینکه ارزان قیمت تره وحتی رایگانه اما ایرادش اینه که به رنگ کارتونه(البته یک سمتشون به رنگ های زرد وقرمز وآبی نیز هست که رنگ های خیلی مناسبی نیستن چون خیلی خالص هستن)که البته به راحتی با اسپری به رنگ دلخواه در میاد(اگه رنگ دلخواهتون مشکی نیست سعی کنید حتما رنگ رو در طرف کارتونی مقوا به کار ببرید چون مشکی میتونه رنگ زیرین رو بپوشونه اما بقیه رنگ ها گاهی نمیتونن به ریسکش نمی ارزه) -استفاده از اسفنج در ساخت ماکت های اتودی،تمرین طراحی وساخت ماکت های بافت وماکت روستا یا بافت شهری که احتیاجی به در آوردن جزئیات ندارند بسیار مفید است البته اسفنج هایی که سبز رنگ هستند نسبت به اسفنج های سفید وزرد نرم تر بوده بهتر برش می خورند اما بسیار ظریف هستند وبا فشار خرد می شوند هم چنین چسب به راحتی آنها را میخورد ضمنا گران تر نیز می باشند پس سختی برش زدن را ترجیح بدهید -اگر از اسفنج یا مقوای عکس های رادیولوژی استفاده میکنید واحتیاج به رنگ زدن آنها دارید اسپری رنگی را انتخاب کنید چون برای این کار گواش بسیار نامناسب است(باز خودتان میدانید) -برای ساخت گنبد نیز یکی از ساده ترین متریال ها اسفنج است چون به راحتی ساییده می شود وشکل های گوناگون به خود میگیرد -برای ساخت آب درون حوض ها راه های زیادی وجود داره در کنارش این را هم بشنوید:ازخمیر نان که آن را رنگ میزنید استفاده کنید چون کاملا شکل پذیر است البته می شه چسب روهم داخل کار خالی کنید ویا ازسلفون مچاله شده ورنگ خورده استفاده کنید -اگر به سمباده رنگ سبز مناسبی رو بزنید برای چمن خیلی مناسب میشه البته درجه زبری سمباده هرچه بالاتر بره چمن جالبتری از آب در میاد -از تیغ ماهی میتونید برای نرده های فرم دار استفاده کنید ویا قسمت بین دوستون تیغ ها رو جداکنید برای دستگیره ها وخیلی جاهای دیگه استفاده کنید -برای ساختن توپوگرافی بهترین راه اینه که نقشه توپوگرافی رو دوبار بکشید وسپس روی اولی لایه های اول ودوم،سوم وچهارم،پنجم وششم،و... و روی نسخه دوم لایه های دوم وسوم،چهارم وپنجم،ششم وهفتم،و... رو دربیارید این کار باعث میشه راحتتر وتمیز تر لایه ها روی هم قرار بگیرند وبهتر از روشیه که برای هر لایه مقداری اضافی برای روی هم قرار گرفتن قرار میدین هم چنین توپوگرافی از جنس چوب پنبه خیلی زیبا میشه -اگر روزی خواستین یه مجسمه گچی(یا یک نقش برجسته گچی)بسازین می تونین از گل برای ساخت قالبش استفاده کنین،گل وقتی نرمه شکل پذیره ووقتی خشک میشه قالب سفت وخوبی کار با گل در این مورد بسیار سخته بهترین راه استفاده از یونولیته -از درهای آنژوکت که برای تزریق داخل رگ استفاده میشه میتونین برای ساخت گلدان(در آن ابعاد)استفاده کنین -اگر میخواین مقداری گل در باغچه قرار بدین میتونین از منجوق های گلدوزی رنگی بسیار کوچک(متناسب با ابعاد کارتون)یا از مروارید استفاده کنین -برای ساخت شیروانی لایه های زیرین مقوای رایدولوژی بسیار منظم تر وبهتر از لایه های کارتون هستند -در بسیاری مواقع استفاده از اسپری که رنگ مات دارد خیلی بهتر از رنگ براق است مثلا استفاده از اسپری مشکی مات در ساخت خانه شیشه ای -از بریده ها وپسمانده های پی وی سی در ساخت درب ها وقطعات ام دی اف استفاده زیادی میتوانید بکنید مثل ساخت چمن ودرخت و... رنگ های متنوع وخیلی قشنگی هم دارن -همون طور که می دونین ماکارونی استفاده زیادی درماکت سازی داره به غیر از ساخت سازه های ماکارونی از نوع معمولی اون میتونین در قسمت هایی که به المان های عمودی احتیاج دارین استفاده کنین به راحتی هم با اسپری قابل رنگ هستن وجالب هم میشن.از ماکارونی های شکل دار وصدفی و... هم میتونین خیلی استفاده کنین مثلا برای حصار باغچه ها وآلاچیق ها و... البته مثل چوب بالسا که با بخار آب داغ(که میتونین توسط کتری وسماور ودستگاه بخور تهیه کنین)شکل منحنی میگیره،ماکارونی را هم میشه در آب داغ بریزید وبگذارید کمی نرم شده وآب به جوش بیاید سپس آن را در آورید در ظرف گذاشته وبه شکل دلخواه حالت دهید وبگذارید حسابی خشک شود البته این متریال ممکنه خیلی راحت بشکنه باید حسابی مواظبش بود -برای ساخت نماهای کاهگلی یا گلی میتونین از فوم برای زیر سازی دیوارها استفاده کنید سپس چسب چوب رو مقدار کمی رقیق کنین وروی سطح رو با اون بپوشانید سپس خاک الک شده را روی سطح بپاشید وبعد مقداری چسب چوب را که خیلی رقیق شده وتقریبا سفید خیلی کم رنگ است روی کار با سرنگ بریزید وبگذارید خشک شود -از مداد 6 گوش برای ساخت ستون های گوشه دار و6 گوش واز مداد گرد هم برای ساخت ستون های گرد میتوان استفاده کرد البته بریدنش سخته اگه مقیاس کارتون بخوره از سیگار هم می تونید برای ساخت ستون استفاده کنین و در نهایت برخی ابزار که در ماکت سازی مورد استفاده قرار می گیرد را معرفی میکنیم: کاتر معمولی : جهت برش و کار هایی که به بریدن وبه صورت صاف نیاز دارند. کاتر گرد بر(دایره): جهت بریدن دایره کما ن و یا قوس می باشد . کاتر فارسی بر: برای بریدن 45 در جه می باشد که بیشترین استفاده آن در کنج هایی که باهم زاویه 90 درجه درست میکنند می باشد. خط کش فلزی : برای اینکه هنگام برش اجسام سخت خط کش همراه با ماکت بریده نشود از خط کش فلزی استفاده می گردد. شابلون: برای رسم و پیاده کردن ابعاد دقیق ماکت پیستوله (معمولی و فلزی) : جهت رسم خطوط منحنی خاص و برش آنها انواع سوهان : برای ساییدن قسمت های پرت ماکت انواع چسب: چسب ها اعم از چسب چوب،چسب مایع،چسب ماتیکی،چسب فوم و غیره از جمله موادی است که در ماکت سازی کاربرد بسیاری داری. و در پایان میتوان به این نکته اشاره کرد که در ماکت سازی هیچ گونه محدودیت مصالح و ابزاری وجود ندارد و تنها با کمی خلاقیت می توان از کمترین امکانات بیشترین بازدهی را کسب نمود.
+ نوشته شده در  ساعت   توسط م.محمدی  | 

معماری بیونیک

معماری بیونیک
Bionic architecture
جواد ایرجی - دانشجوی کارشناسی معماری- دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز

واژگان کلیدی :بیونیک .فن آوری.محیط زیست. طبیعت

چکیده:

انسان از ابتدای آفرینش به نوعی از محیط زیست اطراف خود الهام گرفته است و در ساخت و طراحی وسایل مورد نیاز خود از آنها استفاده کرده است.
در این مقاله در ابتدا به مثال هایی درمورد چنین استفاده هایی پرداخته و سپس بیونیک و معماری بیونیک را شرح داده می شود.
در ادامه نیز به تاریخچه ای در این زمینه و ذکر ساختمان هایی که معماران آنها بر اساس ساخت آنها از معماری بیونیک استفاده کرده اند اشاره خواهد شد.

مقدمه:

عنکبوت ها با طراحی و بافتن ریسمان هایی که به استحکام پولاد هستند ، برای خود آشیان هایی می سازند ، ريال زنبورها با رعایت کلیه قوانین هندسی ، پناهگاهی امن و مطمئن برای خود طراحی می کنند.
موریانه ها خانه های خود را در بیابان ها در هوایی بسیار گرم می سازند و تلاش می کنند با کندن راه هایی پیچیده در خاک ، سیستم گرمایی و تهویه داخل لانه های خود را خنک و متعادل نگه دارند.
خاک انباشت لانه های آنها به صورت یک مجموعه کامل طراحی شده تا بتوانند نیازهای طبیعی خود را تامینکنند. اینها نیز معمارند ولی معمارنی طبیعی.
طی حدود 8/3 میلیارد سال از آفرینش زمین ، طبیعت خود ، طراح و معمار نهایی است. طی این مدت گیاهان و جوانوران توانسته اند با طراحی لازم بر مشکلات محیط زیست فائق آیند.

بیونیک ومعماری بیونیک علمی است که به الهام یابی فنی از ساختمانها ، رفتارها و ارتباطات گوناگون عالم جانداران می پردازد. بیونیک که در لغت به معنی"زیست شناختی " یا " به کارگیری اندام های ساختگی طبیعی" آمده است برای اولین بار توسط دانشمند آمریکایی به نام جک .ای.استیل در سال 1959 به کار برده شد. وی بیونیک را علم سیستم هایی که شالوده و پایه تمامی سیستم های زنده است می دانست. انسان در طول زندگی خود سعی دارد که برای ساخت و طراحی مکانها و وسایل مورد نیاز خود از طبیعت و محیط زیست اطراف خود الهام بگیرد.
به عنوان مثال ، ساختمان بدن خفاش برای لئوناردو داونچی ایدهای بود تا بتواند ماشین پرنده را طراحی کند.
نیروهای عضلانی و در عین حال سرعت زیاد دلفین ها ، جرقه ای برای ساختن زیردریایی بود و یا می تواند به سامار اشاره کرد ، که این میوه پس از جدا شدن از گیاه مورد نظر، بال هایش را با زاویه ای مشخس باز کرده و به صورت منحنی و با وزش باد شروع به چرخش کرده وسپس آرام به زمین می افتد. دانشمندان با الهام گیری از این گیاه به طراحی بالگرد ، روی آوردند.
در زمینه خود معماری وساخت با وسایل ساختمان نیز معماران ومهندسین از عالم طبیعت بهره گرفته اند که از آن جمله می توان به شکل مارپیچ داخلی نوعی صدف به نام کونوس که برای طراحی خانه ها استفاده شده ، اشاره کرد.
بناها در معماری بیونیک یا معماری طبیعی یا با استفاده از مواد شکننده و نا پایدار ساخته می شوند و یا از یک مکان طبیعی که در زمین یا صخره شکل گرفته استفاده می شده است.یکی از این مکان های طبیعی ، غارها هستند. معماری غاری که معمولا جنبه ای ازمعمهری مقابر ، است از عصر باستان وجود داشته و از بارزترین نمونه های این سبک معماری می توان به معابر کاتوکومب رم و ناپل و مقابری در لبنان اشاره کرد.
کلیساهای سنگی در ارمنستان و نیز غارهای بسیار بزرگ مسکونی مکشوف در گورمه ترکیه و ماترا در جنوب ایتالیا ، نیز از دیگر نمونه های این سبک معماری است. این بناها احتمالا چیزی شبیه به لانه های بزرگ موریانه ها که هزاران موریانه را در خود جای می دهند ، بوده اند.معماری گلی یا خاکی را نیز می توان یکی از شاخه های معماری طبیعی در نظر گرفت. شهرهای قدیمی و تاریخی همچون صنعا در یمن یا ساختمانهای گلی دو گون در مالی نمونه هایی از این سبک هستند.
معماری بیونیک ، فقط محدود به چند نقطه خاص در دنیاست.
از گرم ترین نقطه دنیا تا سردترین نقطه ، سعی در الهام گیری از طبیعت بوده است. در کلبه های برگ و چوب بومیان آمازون ، بناهای کاهی اقوام مختلف آفریقایی و یا در کلبه های
اسکیموهای بومی آلاسکا و گریلند نیز ،الهام گیری به وضوح دیده می شود .
به طور کلی از عوامل مهمی که در طبیعت وجود دارد وانسان برای ساخت بناهای خود از آنها استفاده کرده است ، می توان به موارد زیر اشاره کرد:
1.پوسته یا جلد
2.ساختار
3.آراستن
4.انرژی

به عنوان مثال، برای طراحی ساختمان مرکزتحقیقات لندن از گیاهی به نام لوتوس الهام گرفته شده است.
از لحاظ ساختار و شکل کلی نیز به بنای استادیوم المپیک مونیخ در آلمان اشاره کرد.
از مشهورترین نمونه ها که در آنها از سبک بیونیک برای طراحی و ساخت انها به کار برده شده،می توان به بنای زیر اشاره کرد:
- بانک کارمرز در فرانکفورت آلمان
- ساختمان اینونیک در کمبریچ
- پروژه همزیگری صنعتیkalundborg در دانمارک

نتیجه گیری:

با اینکه امروزه سبک معماری بیونیک گسترش فراوان یافته و استقبال از آن در سراسر جهان رو به افزایش است ولی باید به طور کلی به این مسئله توجه داشت که جزئ به جزئ از طبیعت و محیط زیست اطراف برای هر پروژه ای کار ساده ای نیست و باید کلیه مسائل جغرافیایی آب و هوایی ، اقتصادی و... را در نظر گرفت.

پانوشت:
jack.E.Steai -1
2- سامار به میوه فندق بالدار گفته می شود
3- Catacombs
Gorme -4
5- Matera
6- Dogon
7- Lotus
8- Commerz bank
9- Ionic

منابع:
1.www.bbc.com
2.www.bbc.co.uK/three/bionic buildings
3.www.grbatvuildings.com
4.Architecture-aconcise history/By:christoph Hocker
5.Shargian E.N(electronic-News paper)
6.Kamelia-1984
7.Bionic Towers official website
8.www.Archnews.com
http://bionics.blogsky.com/?PostID=6
http://www.aftab.ir/articles/art_cul...04378289p1.php

+ نوشته شده در  ساعت   توسط م.محمدی  | 

معماري سبز چيست؟

معماري سبز چيست؟

قبل از هر چيز که يک ساختمان سبز خاق شود مانند هر چيز ديگر به يک خالق احتياج دارد . اين موضوع يعنی ايجاد ساختمان سبز به سلامت فردی که در آن و در محيط اطراف آن زندگی مي کند کمک خواهد کرد و از او پشتيبانی خواهد کرد و از او پشتيبانی خواهد کرد و باعث رضايت مندی و سودمندی آنان خواهد شد.اين موضوع نيازمند کاربرد با دقت اْتراژيهای تصديق شده در معماری است:استفاده از طبيعت بادوام و منبع مواد با کفايت و تکيه بر خورشيد برای استفاده های گرمايي و نيروی برق و روشنايي روزانه و دوباره استفاده کردن از ضايعات و .......يک اتحاد و يکپارچه سازی ساختمانی ظريف اين استراژيها را توليد می کند. البته بايد نوجه داشت که تبديل فرهنگ بشر به يک پايه و تغيير ساختا ر اساسی روح و سرشت انسان بستگی دارد.ما بايد يکی شدن و به هم پيوستن و وابستگی به يکديگر را با يک چيزی خيلی وسيع تر از خودمان را دوباره کشف کنيم. جهان طبيعت قلم رويي است روحانی که نسبت به همه چيز برتری مي يابد.اول شخص و بعد جامعه اين عقيده بولوزوف است. او عقيده دارد ما بايد هر دو گروه را مجبور سازيم که موافق حقايق زندگی در جهان باشند.در غرب به اين مسئله اعتقاد دارند که مزيت در طرح محيطی و طراحی آن در صورتی پيشرفت مي کند و موفق خواهد بود که حقيقا مجمع و گروه طراحی آن فقط گروهی از طراحان باشند.arc اولين شرکتی است که دست به اين کار زده است. اين شرکت تشکيل شده است ازمعماران. سازندگان و مهندسين و سرانجام عده ای از طراحان بايد پاسخگو در تمامی پروژههای اين شرکت باشند.اين شرکت در جريان طراحی های خود از روش مشارکتی استفاده می کند يعنی تمامی اعضا در نظر دادن آزاد هستند اما تصميم نهايي را طراحان خواهند گرفت. اين روش يک روش قدرتمند در ساختمان سازی ها به شمار مي رود.بسياری از ساختمانها که در اين شرکت در بين طراحان به توافق مي رسد توافق آنها به خاطر مطلوبيت آن اثر است.در يک کار جالب ديگر در اين شرکت دعوت از تمامی افراد صاحب نظر است برای عملی کردن و اجرايي شدن تمامی نتيجه های بدست آمده.جوانب مهمی که متفاوت با طراحی های قردادی مشخص شده است عبارتند از:1ـطراحی بايد تقريبا در برگيرنده 40% از نيازها باشد نه اينکه 25% از نيازها را به صورت قراردادی بر طرف کند.2ـ روند طراحی جرينی است آشفته و پر دست انداز. بنابر اين احتياج به زمان طولانی دارد. طراحی به تفکر گروهای صادق و آزمايش کردن احتياج دارد.3ـ ايجاد ساختمان نياز مند يکپارچه سازی و اتحاد است. همان اتحادها و يکپارچه سازيهاست که منجر به تغيير ساختارهای روحی انسان خواهد شد.اغلب از ساختمان سبز تعبير به ساختمانی مي شود که اثرات منفی آن بر روی محيط اطرافش کم باشد. هدف از ايجاد ساختمانهای سبز بر اساس اصول ذکر شده بالا بهبود يافتن آب و هوا و جلوگيری از اثرات منفی ساخت و ساز بر محيط زيست است.
صرفه جويي و بهينه سازی مصرف انرژی و کاربرد انرژيهای پايدار در حال حاضر هيچگونه نقشی در فرهنگ ساحتمانی کشور ندارد. علاوه بر آن در ساخت و سازهای مسکونی بخش خصوصی و خصوصا مسکن طبقات مرفه ارقام نسبتا مهمی به زيان ساير موارد ضروری هزينه در ساختمان صرف تزيينات افراطی و بی اصالتی می شود که عمدتا بنام ابزار سازی مشهور است .انگيزه صرف اين مبالغ نامتعادل در زيور آرايي احرازجلال و شکوه و ....و نهايتا رونق و موفقيت تجاری خصوصا در حرفه بساز و بفروشی است.اين مسئله متاسفانه به يک مد در جامعه تبديل شده است که اين نگران کننده است .اما چاره مشکل:انکشاف رويکردهای نوين زيبايي شناختی برای ايجاد دگرگونی و تحول در اذهان عمومی و جايگزينی الگوهای زيستی مبتنی بر تعادل صرفه جويي و بهينه سازی مصرف و احترام به محيط طبيعی و اجتماعی زيست به جای الگوهای منحط رايج کنونی امری ضروری است. لازمه اين امر آن است که معماران بکوشند به جای دنباله روی در سليقه عاميانه و بازاری پسند ذوق و سليقه عمومی را در جهات سازنده و مفيد اجتماعی هدايت کنند. معماران می توانند به مردم بباورانند که طرحهای اقليمی و زيست محيطی کمتر از تزيينات رايج کنونی زيبا نيست.از طريق معماری می توان جامعه را از مطلوبيت و ارزش فراوان اقتصادی وزيست محيطی انرژيهايي که به نامهای بي زيان و آرام و ... مشهور شده مطلع کرد. انرژيهايي که از ديدگاه هنرمندان و معماران می تواند به جای هر چيز ديگر زيبا ناميد.آينده جهان در زيبايي های زيبا نهفته است. بياييد زيبايي نهفته در انرژيهای پاک و حياتبخش را کشف کنيم.
ارزشهای ممعاری سنتی و سنت ارزشهای زيست محيطیمعمار ی سنتی ايران واجد ارزشهای بسيار فراوان در شيوه های گوناگون استفاده بهينه از انرژی و بهره برداری اکولوژيک از انواعانرژيها و خصوصا کاربرد انرژيهای پايدار و بی زبان است.گرچه استفاده از باد و به عبارت صحيح تر بهره برداری از حرکت هوا و ايجاد نسيم عمده ترين و رايج ترين نوع کاربرد انرژيهای بی زيان در معماری سنتی ايران است. با اين حال همه عناصر اربعه فلسفی و آيينی (آب هوا خورشيد و خاک)دارای کاربرد عالی زيست محيطی در مدنيت و معماری ايران قديم بوده است .نوع مصالح و فنون ساختمانی رايج در گذشته خصوصا آنچه که در رابطه با پايداری بنا به کار می رفته و عناصر باربر اصلی ساختمان را تشکيل می داده يعنی ديواره ها و سقف ها يا به عبارت کلی تر عناصر افقی و عمودی به علت دارا بودن حجم و وزن زياد به طور خود به خودی و طبيعی در مقايسه با مصالح و مواد سبک وزن و کم حجم کنونی دارای ظرفيت بالاي نگه داری و ذخيره انرژی و استعداد متعادل سازی حرارت در فضاهای مصنوع بوده است. در عين حال اين ويژگی به هيچ روی به معنای آن نيست که زيبايي آسايش پايداری عالی و کيفيات ارجمند زيست محيطی و ابتکارات مربوط به استفاده بهينه از انرژی در معماری ايرانی امری خود به خودی و پيش پا افتاده و بی نياز از هوش قدرت خلاقه و عللم و دانش تلقی شود. بر خلاف بررسی دقيق ويژگيهای معماری ايرانی حاکی از برخوردداری از دانش وآگاهی بسيار ذکا و هوشمندی و دقت در جزييات معماری بذل توجه بسيار به امر ايجاد فضای راحت و آسايش داخلی زيبايي استحکام و عدم تخريب محيط و حفظ کيفيت زيست است

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط م.محمدی  | 

دکوراسون

وقتی تصمیم می گیرید دکوراسیون منزل را تغییر دهید بی تردید باید به عوامل و عناصر متعددی در یک اتاق

بیندیشید و برنامه ریزی قابل اجرا و مناسبی جهت مقابله با محدودیت های گوناگونی که در برابر شما وجود دارند داشته

باشید علاوه بر یافتن راه حلی عملی برای هر یک از موانع باید در فکر هماهنگی و رابطه صحیحی میان این راه حل ها نیز

باشید تا در آخر، نتیجه کار شما مجموعه ای درهم، شلوغ و ناهمگون نباشد. از این رو از زمان و انرژی که شما جهت

برنامه ریزی اولیه برای تغییر دکوراسیون یک اتاق صرف می کنید پشیمان نخواهید شد.

تغيير دكوراسيون تغيير فصل




مخارج مادی و همچنین محدودیت های ناشی از ویژگی های معماری یک اتاق اغلب دو محدودیت اصلی در تغییر دکوراسیون محسوب می شوند. محدودبودن بودجه گرچه مانعی در جهت انتخاب بسیاری از وسایل و روش های تغییر دکوراسیون است اما از آن جا که شما را به فکر وامی دارد تا به راه حل های کمی دور از ذهن تر نیز بیندیشید خود می تواند بخشی از لذت ایجاد این تغییرات در منزل باشند زمانی که شما مبلغ مشخصی را به عنوان بودجه مورد نظر برای اجرای تغییرات دکوراسیونی منزلتان در نظر می گیرید لازم است این بودجه را میان عوامل مختلفی که قرار است تعویض شوند و یا به شکلی تغییر یابند تقسیم کنید و به راههایی بیندیشید که از بودجه موردنظر به بهترین شکل و بیشترین میزان بهره ببرند.
یکی دیگر از عوامل ثابت و تاثیر گذار در دکوراسیون ویژگی های معماری غیرقابل تغییر اتاق و میزان نورگیری آن است به عنوان مثال بزرگی و کوچکی یک اتاق و یا نورگیری خوب یا تاریکی آن ویژگی هایی هستند که به راحتی قابل تغییر نیستند و شما فقط می توانید با انتخاب صحیح رنگ ها و سایر لوازم دکوراسیونی تاثیرات بصری بر روی آنها داشته باشید.
در تصاویر اتاقی را قبل از تغییرات دکوراسیونی چشمگیر آن ملاحظه می کنید که پس از تغییرات نمایی کاملاً متفاوت یافته است. در این فضا که به عنوان اتاق نشیمن مورد استفاده قرار می گیرد علاوه بر مبلمان راحتی و تلویزیون یک جعبه محتوی اسباب بازی هم جای گرفته است. مبلمان اتاق با پارچه صورتی پررنگ پوشانده شده است و پنجره نیز پرده ای از همان پارچه دارد.
پنجره کوتاه چهارگوش در فرورفتگی دیوار قرار گرفته است و در این فرورفتگی یک مبل و یک جعبه محتوی اسباب بازی جای داده شده اند. رنگ کرم دیوارها در کنار موکت سبز تیره و مبلمان صورتی ترکیبی کسالت آور یافته اند.
طراح پیش از هرچیز رنگ دیوارها را به زرد روشن و کفپوش موکت را به کفپوش چوبی تغییر داده است. انواع سایه های رنگ زرد،رنگی مناسب برای پوشش دیوار در اغلب فضاهای منزل هستند. زیرا این رنگ از انرژی و شادابی خاصی بهره مند است که حتی تاریک ترین و کسالت آورترین اتاق ها را نیز روشن و پرانرژی می کند ضمن آن که به فضا ، گرمی و صمیمیت می بخشند.
شومینه در این جا با رنگ تیره رنگ آمیزی شده است و با تعدادی شمع و یک گلدان گل سبز زینت یافته و به کانون توجهی در اتاق تبدیل شده است. پرکردن شومینه با برگ های سبز طبیعی یا مصنوعی و یا انواع شمع از روش های مناسب استفاده تزیینی از شومینه در فصل گرماست. در دو طرف شومینه دیوار کمی عقب نشینی دارد که طراح به بهترین شکل از آنها سود برده است و با ساخت و نصب جعبه های چوبی در این بخش از دیوار فضای کافی و مناسب را جهت به نمایش گذاشتن وسایل دکوراسیونی ظریف که باید از محوطه بازی بچه ها دور باشند تامین کرده است.
علاوه بر این وسایل جعبه های چوبی تلویزیون را نیز در خود جای داده اند این جعبه ها در اندازه های متفاوت و از چوب MDF ساخته شده اند و با رنگ کرم رنگ آمیزی شده اند (با ارتفاع میان ۳۰ تا ۶۰ سانتی متر) و سپس بدون رعایت ترتیب خاص و قرینه ای در فرورفتگی دیوار در دو سوی شومینه نصب شده اند ترتیب غیرمنظم این جعبه ها در دو طرف شومینه نوعی بافت و جذابیت بصری بر روی این بخش از دیوار ایجاد می کند و خطوط صاف و هندسی این جعبه ها نمایی مدرن به اتاق می بخشد.
یک جعبه دیگر از MDF با ابعادی به اندازه عقب نشینی دیوار در محل قرارگرفتن پنجره ساخته شده است این جعبه نه تنها اسباب بازی های کودکان را در خود جای داده بلکه با یک تشک ابری و چند کوسن به یک نیمکت دو نفره تبدیل شده است که ضمن افزایش جای نشستن در اتاق اسباب بازی ها را نیز به روشی هوشمندانه در خود پنهان کرده است. تشک ابری به در جعبه چوبی چسبانده شده است تا هنگامی که در جعبه باز و بسته می شود از آن جدا نشود.
مبلمان راحتی قبلی با تعویض روکش نمایی جدید یافته است. در بسیاری از موارد اگر ساختمان چوبی یا فلزی مبلمان شما هنوز محکم و سالم است تنها با عوض کردن پارچه روکش آن می توانید صاحب مبلمانی نو و جدید شوید و نیازی نیست با صرف هزینه بیشتر کل مبلمان را عوض کنید. ممکن است حتی روکش مبل را به صورتی بدوزید که مثل پیراهن مبل از آن جدا شود و به راحتی شسته و تمیز شود.
به خصوص این ویژگی برای مبل هایی که روکش روشن دارند راهکاری مناسب و کارآمد است. در این جا روکش کرم رنگ ساده برای مبلمان انتخاب شده است که با فضای روشن اتاق هماهنگی کامل دارد. میز دو طبقه وسط اتاق نیز با تغییر کوچکی در میان اتاق جای داده شده است.
طبقه پایین نیز بریده شده و به جای آن دو لوله فلزی نقره ای رنگ به صورت متقاطع در زیر میز نصب شده اند. رنگ میز هم به آن بافتی شبیه سنگ بخشیده است. این بافت در جاشمعی های روی میز و همچنین قاب های چوبی نصب شده به دیوار تکرار شده است.
برای پوشش پنجره ها به جای پرده های بلند و معمولی که نصب شان بر روی پنجره های زاویه دار با فرم پنجره این اتاق مشکل است از سایبان یا شبد استفاده شده است که تنها روی قاب پنجره را می پوشانند. انتخاب سایبان به جای پرده امکان نشستن و استفاده از نیمکت داخل فرورفتگی پنجره را نیز فراهم می کند ضمن آن که نمایی مدرن به اتاق می بخشد.
چنان که ملاحظه می کنید بیشترین تاثیر گذاری در این تغییر دکوراسیون شامل تغییر رنگ کلی اتاق و مجموعه رنگی به کار رفته در آن است همچنین با یک برنامه ریزی صحیح بدون صرف هزینه بسیار زیاد از ویژگی های غیرقابل تغییر اتاق مانند عقب نشینی دیوارها به بهترین نحو استفاده شده و آنها را به ویژگی های چشمگیر اتاق تبدیل کرده است.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط م.محمدی  | 

سلام اینم یک متن انگلیسی از روستای ابیانه

Abyaneh-in progress.
Being a village of great antiquity, Abyaneh is like a living architectural and anthropological museum. It affords an impressive exponent of the adaptation of man with his environment.
It is located on the north-western slope of Mt Karkas. It is 2500 meters above sea level and 80 kms away from Kashan.
Abyaneh is mainly watered by the river of Barzrud, set on the slope of the lofty mountain of Karkas, this village has a cold climate and enjoys numerous springs creating a favorite condition for agriculture.
Considering the evidence found in Abyaneh, it dates back to antiquity, but its golden age was during the Safavid period.
The word Abyaneh has been derived from the word "viona" meaning willow grove. (In the local dialect "vey" means willow.)
The village is expanded along the river, and it's configuration indicates that in the past the people showed much consideration for security. Although the village itself is situated on high ground, there are three castles that protected the people when the enemy attacked.
Furthermore, the configuration of Abyaneh protects it from strong winds and floods.
Abyaneh has a compact fabrication with narrow and steep alleys. Set on the slope of the mountain, the houses are arranged in a stair-step shape, the houses' roofs are the yards of the others. The materials used for building the roofs are timbers, straw and clay. The walls, built by red mud bricks are
impressive. The mud bricks are of quality that become harder when they are exposed to the rain. To use the sun as much as possible, the houses face the east. An impressive aspect of Abyaneh's architectures is that the houses are uniform in appearance. The doors, most of which have two knockers, are
wooden and built in traditional styles. There are beautiful patterns, poems and the names of the owner and mason carved on some doors. These poems afford a good picture of the old Iranian culture. Many facades date back to the Safavid period.
Beside the door of many houses there are small platforms providing place for passers-by or local residents to rest for a while.
The simplicity found in Abyaneh's houses affords a picture of life in rural Iran. Each room is used for various purposes. For example, a single room may be used as a dining-room, a sitting -room, a bed-room and a guest-room. To economize in the use of fuel, the rooms used in winter are architecturally different from those used in summer. For providing equal light for all parts of the rooms, there are several small openings in the roofs. The size of the rooms, windows and doors all ndicate
the simplicity of life in this old village.
Abyaneh is called an entrance to the Iranian history. In some of the houses there is earthenware belonging to a few hundred years ago. The local traditional clothes are in style of great antiquity.
The language spoken is Pahlavi-e-Dari (an Iranian language of the Parthian people who were inhabitants of an ancient country to the southeast of the Caspian Sea, now a part of NE Iran).
In addition to natural beauties, there are several historical monuments in Abyaneh, all of these attracts many tourists to visit Abyaneh.

So let's have a look around and enjoy visiting this wonderful village with me -HORIZON

+ نوشته شده در  ساعت   توسط م.محمدی  | 

معماری ودايی

معماری ودايی

معماری ودايي(ی اول همزه است)،دانشی قديمی است که در زمينه قوانين طبيعت و تاثيرات اين قوانين،برروی زندگی انسان از طريق مسکن ومحل کار سخن ميگويد.پنج عامل اساسی:آب،خاک،هوا،آتش،فضا(خلاء)در طبيعت وجود دارند که اگر در هنگام برپا داشتن ساختمان،موقعيت مناسبی برای پنج عامل فوق،در نظر گرفته شود،به ايجاد روابط دوستانه ای بين محيط زيست(مسکن ومحل کار)و قوانين ناشناخته طبيعت کمک ميشود.بطور کلی ترکيب متعادل و هماهنگ امواج الکترو مغناطيسي،موجب ايجاد صلح،آرامش،شادی ورضايت ميگردد.

بر اساس اين معماری تراکم استرس ـ ناشی از انرژيهايی که اثر متقابل بر روی يکديگر دارند ـ در سمت شمال شرق به حداقل ميرسد بدين جهت سمت شمال شرق راسمت بهشت مينامندوبه همين صورت سمت جنوب غرب را که انرژيهااثرمتقابل بر روی يکديگر دارندسمت جهنم مينامند.اگر ساختمانها را بر اساس اين معماری نساخته باشند با استفاده از سمبولها(علايم)،رنگها،نور وصدا،می توان نقايص موجود را جبران و تصحيح نمود.اطاقهايی که مطابق با فعاليتهای قسمتهای مختلف بدن ساخته شده باشند:آرامش فکرورضايت را به ارمغان می آورند

اصول مهم در معماری ودايی: 

۱-در هنگام بنای يک ساختمان:

-مرکز ساختمان به فضا اختصاص داده شود،چون دارای حداقل فعاليت ميباشد. 

-شمال شرقی به آب اختصاص داده ميشود،استخر شنا،حمام و... در اين قسمت از ساختمان قرار می گيرد.

-شمال غربی به هوا اختصاص داده می شود و مکان مناسبی برای مهمانخانه ميباشد.

-جنوب غربی به خاک اختصاص داده می شودومکان مناسبی برای بيشتر چيزهاست.

-جنوب شرقی به آتش اختصاص داده ميشود.در اين مکان آشپزخانه و شومينه و... را قرار دهيد

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط م.محمدی  | 

معماری ودايی

معماری ودايی

معماری ودايي(ی اول همزه است)،دانشی قديمی است که در زمينه قوانين طبيعت و تاثيرات اين قوانين،برروی زندگی انسان از طريق مسکن ومحل کار سخن ميگويد.پنج عامل اساسی:آب،خاک،هوا،آتش،فضا(خلاء)در طبيعت وجود دارند که اگر در هنگام برپا داشتن ساختمان،موقعيت مناسبی برای پنج عامل فوق،در نظر گرفته شود،به ايجاد روابط دوستانه ای بين محيط زيست(مسکن ومحل کار)و قوانين ناشناخته طبيعت کمک ميشود.بطور کلی ترکيب متعادل و هماهنگ امواج الکترو مغناطيسي،موجب ايجاد صلح،آرامش،شادی ورضايت ميگردد.

بر اساس اين معماری تراکم استرس ـ ناشی از انرژيهايی که اثر متقابل بر روی يکديگر دارند ـ در سمت شمال شرق به حداقل ميرسد بدين جهت سمت شمال شرق راسمت بهشت مينامندوبه همين صورت سمت جنوب غرب را که انرژيهااثرمتقابل بر روی يکديگر دارندسمت جهنم مينامند.اگر ساختمانها را بر اساس اين معماری نساخته باشند با استفاده از سمبولها(علايم)،رنگها،نور وصدا،می توان نقايص موجود را جبران و تصحيح نمود.اطاقهايی که مطابق با فعاليتهای قسمتهای مختلف بدن ساخته شده باشند:آرامش فکرورضايت را به ارمغان می آورند

+ نوشته شده در  ساعت   توسط م.محمدی  | 

خانه های ويلايی و آپارتمانها

۲-هنگام ساختن خانه:

-حداکثر فضای ممکن را در قسمت شمال شرق،باز نگه داريد،تا مقدار متنابهی نور خورشيد دريافت شود.

-طبقه همکف ساختمان بايد هم سطح زمين اطراف يا بالاتر باشد.

-پی ريزی ساختمان بايد مساوی يا پايين تر از پی ريزی ساختمانهای مجاور بوده و حداقل چهار تا شش فوت (معادل ۱۲۲تا ۱۸۳ سانتی متر ) پايين تر از سطح زمين های اطراف باشد.

-هر چه تعداد درها،پنجره ها و بالکن های موجود در شرق و شمال بيشتر باشد بهتر است.

-اگر بالکن ها در جنوب و غرب واقع شده باشند،آنها را با سبزينه ها و گياهان پر کنيد.

-در ورودي،بزرگترين در ،در ساختمان بوده و طول آن دو برابر پهنا بايد باشد.

- ارتفاع درها حداقل(۳۴/۲۱۳)سانتی متر و عرض درها حداقل(۶۸/۱۰۶)سانتی متر بايد باشد.

-در گاه جلوی پنجره،حداقل(۶۸/۱۰۶) سانتی متر بايد باشد.

-پنجره هايی که به سمت شمال يا شرق؛گشوده می شوند بهترين هستند.

-اگر از سقف های شيب دار استفاده می نماييد،شيب بسوی شمال،شمال شرق يا شرق باشد.

-ديوارهای شمالي،شمال شرق و شرقی را با تصاوير،نقاشی ها،کاغذ ديواری و غيره تزيين کنيد.

-طوری بخوابيد که سرتان در سمت شمال بوده،يا در جهت شرق به غرب بخوابيد.

-اطاقهای شمالي،شمال شرقی و شرقی را با رنگهای روشن ،شاد وسرزنده رنگ کنيد.

-رنگهای پاستيلی يا مات را برای اطاقهای جنوبی و غربی مورد استفاده قرار دهيد.

-اطاقهای کودکان را در شمال غربی يا جنوب شرقی منزل بسازيد.

-اگر فضای کافی موجود باشد،قسمت مرکزی ساختمان را بسوی آسمان باز بگذاريد(پاسيو).

-افراد مسن در گوشه جنوب غربی منزل ،راحت تر خواهند بود.

-در اصلی آپارتمان روبروی در اصلی آپارتمان ديگری ساخته نشود.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط م.محمدی  | 

بازار یزد

مطالعه بازار را از دو طریق می توان پیش گرفت؛ مطالعه ای در زمانی که به تاریخ پیدایش و تحولات بازار بپردازد و مطالعه ای همزمانی که به بررسی بازار یا بازار‌هایی که همکنون در سطح شهر وجود دارند و بی تردید روابط متقابلی میان آنها وجود دارد، می پردازد. مطالعه در زمانی بیشتر از طریق اسناد و پژوهش تاریخی میسر است، حال آنکه مطالعه ای همزمانی بیشتر نیازمند بررسی جریان های کالا و سرمایه در مطالعه کارکردی و تحلیل شناختی در مطالعه آنها به عنوان پدیده ای فرهنگی است. در این قسمت به مطالعه همزمانی بازار به عنوان پدیده ای فرهنگی و شناختی خواهیم پرداخت.   
در تحلیل شناختی می باید پیش از هر چیز به این سئوال پاسخ داد که بازار چیست. آیا هر جایی که در آن مبادله اقتصادی صورت گیرد، بازار است؟ آیا بازار فقط مکانی سنتی و مسقف است که تعداد قابل توجهی حجره، تیمچه و سرا را در خود جای داده؟ و البته هر یک از این اصطلاحات حجره، تیمچه، سرا و... دقیقا بر چه مکان هایی مصداق می یابند. بنابراین بازار یا بازارهای یزد کدام اند. آیا هر جایی را که مردم یزد بازار بگویند فقط باید بازار بدانیم. آیا پاساژهای واقع در خیابان فرخی و کاشانی بازار نیستند. آیا تنها تفاوت در زمان احداث و استفاده اهالی از کلمه پاساژ و عدم حضور معماری سنتی، در مورد پاساژ کویتی ها، کافی است که ما مکانی را که روابط اجتماعی آن به شدت مشابه بازار های سنتی است را بازار ندانیم. با این حال نباید زیاده روی کنیم و کافی شاپ ها و بوتیک های خیابان صفائیه و یا مجتمع های تجاری - اداری چندین طبقه را تداوم همان پدیده بازار سنتی بدانیم.
با وصف فوق که طیف وسیعی از مکان ها را تحت عنوان کلی بازار پذیرفتیم می باید برای بیان تفاوت ها، گونه های مختلف بازار را نیز معرفی کنیم. و این نوشتار در این مرحله فقط می کوشد تلاشی برای این مقصود باشد، که نشان دهد در مقطع تاریخی اکنون رفتار مردم یزد در قبال  بازارهای مختلف شهر چه تفاوتی دارد، رفتاری که از شناخت مردم نسبت به این بازارها حکایت می کند.
بازار در یزد را تحت هر تعریفی که قرار دهیم، بارزترین حضور آن را در مجموعه بازار خان و خیابان قیام مشاهده خواهیم کرد، به لحاظ جهت توسعه ادامه آن در دو خیابان امام و امامزاده در جهت جنوب امتداد می یابد، از بین این دو خیابان، خیابان امام که در شرق قرار دارد در جهت جنوب و شرق همچنان ادامه می یابد، خیابان فرخی در جهت جنوب، و خیابان کاشانی در جهت شرق، و از این دو آنکه در جهت شرق قرار دارد در میدان ابوذر و خیابان صفائیه دورترین بازار شهر را شکل می دهد. و البته جهات اصلی رشد شهر نیز در جانب جنوب و جنوب شرقی است.
بازار خان مرکز صنوف طلافروشان و قماش است، حتی در آن راسته ای به نام بازار طلافروشان قرار دارد که تعطیلی این راسته در پنج شنبه بعد از ظهر تقریبا کل بازار و خیابان قیام را از جنب و جوش می اندازد. تداوم صنوف طلا فروش و قماش را در شکلی مدرن می توان در خیابان امامزاده پی گرفت، و پاساژ کویتی ها آخرین جایی است که می توان این صنوف را بطور متراکم مشاهده کرد، بطوریکه در سایر بازارها تراکم بوتیک ها کمتر است و از طلافروشی نیز جز موارد اتفاقی خبری نیست.  
خیابان کاشانی را نمی‌توان قاطعانه یک بازار دانست، شاید به این دلیل ساده که هیچ عابری طول آن را قدم نمی زند، کاشانی بیشتر خیابانی است که در برخی از قسمت های آن تراکم فضاهای تجاری بیشتر است، و حتی در صورت تکمیل مجتمع تجاری جنب بیمارستان مجیبیان احتمال اینکه تعداد زیادی از عابرین فاصله آن تا پاساژهای اطراف سینما ایران را پیاده بپیمایند چندان نیست که بتوان آن را با خیابان قیام یا حتی خیابان امام مقایسه کرد. اما نباید فراموش کرد که خیابان کاشانی یکی از پر رفت و آمد ترین خیابان های یزد است و در حاشیه آن در بخش قابل توجهی از طول خیابان واحد های تجاری از صنوف مختلف بچشم می خورند. همچنین باید توجه داشت که ابعاد واحد های تجاری در طول این خیابان و برخی خیابان های مشابه بزرگتر از واحد های مرکز شهر و بویژه بازار های سرپوشیده است، بعلاوه برخلاف بازارهای مرکز شهر تابلو های بزرگ و رنگارنگی بر سردر این فروشگاه ها دیده می شود، بطوریکه با توجه به سرعت تقریبا پایین اتومبیل در این خیابان، هر خریداری می تواند در حین حرکت با اتومبیل مقصود خود را بیابد. با این حال بی تردید قدم زدن در میان جمعیتی که در بازار خان در برق بازتابیده از جواهرات و آینه ها و رنگ برخاسته از پارچه ها خیره شده اند، لذتی بیش از بازی نور و تابلو های فلکسی طول خیابان خواهد داشت. با این حال ممکن است برخی چرخ زدن با اتومبیل در خیابان های شهر برای خرید را ترجیح دهند.
شاید این تصور پیش آید که کسی که برای خرید به بازار خان یا خیابان قیام یا خیابان امامزاده می رود، از قبل می داند که از کجا می خواهد خرید کند ولی کسی که در حین عبور با اتومبیل در خیابان کاشانی تصمیم می گیرد مقابل فروشگاهی بایستد و به داخل آن برود، از قبل نمی داند از چه فروشگاهی  می خواهد خرید کند. در حالی که، در واقع تفاوتی بین این دو نیست، اگر بدانیم که در بازار خان چند صد مغازه کوچک در راسته های تو در تویی که اغلب حرکت در بین آنها حساب شده نیست، عمل انتخاب را تا حد زیادی تصادفی می کند، مگر اینکه کسی از قبل بداند که می خواهد از کدام مغازه خرید کند، که در این صورت تفاوتی ندارد که پیاده به سمت آن برود یا با اتومبیل. بعلاوه وقتی بدانیم که ترمه رضایی که در بازار خان حجره ای دارد، در خیابان صفائیه(دورترین بازار شهر) نیز فروشگاهی تاسیس کرده، مساله بازار شکل پیچیده تری به خود می گیرد. سوال دیگری که می توان آن را هم گشوده گذاشت اینکه، اگر هر چرخ زدن پیاده یا سواره به قصد خرید شاخصی برای تعریف بازار باشد، آیا می توان نمایشگاه های اتومبیل و فروشندگان وسایل اسپرت اتومبیل را که در نهایت پراکندگی و گاها با فاصله از دیگر واحد های تجاری قرار دارند، در یک بازار تعریف کرد. البته من در پی تایید این تعریف از بازار نیستم.
پاساژ کویتی ها، شاید قدیمی ترین نوع از بازاری در یزد باشد که به آن پاساژ می گویند. ورودی پاساژ در حاشیه میدان بهشتی(مجاهدین) است، و گویا در زمان احداث قصد رقابت با بازار خان را داشته است. بیش از صد مغازه در ابعادی بزرگتر از حجره های  بازار خان صنوف مختلف طلافروشی، لباس و کیف و کفش را در خود جای داده اند. یکی از همکلاسیان دوره لیسانسم معتقد بود که بیشتر دانشجویان از پاساژ کویتی‌ها خرید می کنند، و مردم یزد اغلب از بازار خان یا خیابان امامزاده خرید می کنند، اما مشاهدات اخیر من این گفته را بیشتر نفی و کمتر تایید می کند، اگرچه بی تردید بازدیدکنندگان کمتری دارد، و در کنار پایانه رفت و آمد دانشجویان در مرکز شهر(میدان مجاهدین) قرار دارد. بعلاوه تعداد دانشجویان حداکثر معادل پنج درصد کل جمعیت شهر است، که از این پنج درصد تعداد قابل توجهی نیز از اهالی یزد هستند
در سایر پاساژهای شهر، از جمله آنهایی که در بین چهارراه مارکار و سینما ایران قرار دارند و آنهایی که در طول خیابان فرخی، همان تصویر پاساژ کویتی ها البته در ابعادی کوچکتر و کم اهمیت تر دیده می شود. همچنین از دیگر ویژگی های این لایه از بازار آن است که فروشندگان وسایل آرایشی و فروشندگان کیف و کفش بیشتر از بازار مرکزی شهر در آن بچشم می خورند. و همچنین می باید به این تفاوت اشاره کرد که پاساژهای اخیر چیزی جز سالن هایی احیانا در دو طبقه که تعدادی مغازه همچراغ را در خود جای داده نیستند، حال آنکه در پاساژ کویتی ها، شاید بخاطر ابعاد بزرگتر و تعدد مغازه ها همچنان روابط اجتماعی از نوع بازار سنتی جریان دارد.
برای آنکه به معرفی بازار دیگری بپردازم از پاساژهای خیابان فرخی شروع می کنم، آن دسته از  این پاساژها که به میدان آزادی(باغ ملی) نزدیک تر هستند، به میزان نزدیکی، ابتدا در طبقات غیر همکف و به تدریج حتی حاشیه خیابان را به صنوف خدمات و وسایل چاپ، اپتیک(عینک و انواع دوربین)، کامپیوتر و کتاب فروشی اختصاص داده اند. و البته حضور این صنوف با استقرار ساختمان اداری دانشگاه در جوار میدان بی ارتباط نیست. میدانی که در ضلع غربی اش شهرداری را جای داده و در ضلع شرقی اش مجتمع تجاری چند طبقه بزرگی در حال احداث است که باعث شده چشم انداز تبدیل این میدان به حداقل یکی از دو مرکز شهر چندان دور نباشد، مرکزی که حتی اگر برخلاف مسیری که تا کنون پیموده به سمت رقابت با بازار خان برود، بازارگردانان آن نمایندگان حجره داران بازار خان خواهند بود و اگر جوانی هم با سرمایه پدری بخواهد بوتیکی در مجتمع تجاری ایجاد کند، بی تردید می باید تحت بنکداران تیمچه های بازار خان عمل کند، مگر اینکه این بازار همچنان استقلال صنفی خود را حفظ کند.
دیگر بازار قدیم یزد که در مقابل بازار خان در ضلع جنوبی خیابان قیام قرار دارد، بازار پنجعلی است که معرفی آن را به این دلیل به تاخیر انداختم که جای بحث بر بازار بودن یا نبودن صنوف چاپ، اپتیک و کامپیوتر را ببندم، چراکه بازار پنجعلی بیش از هر کارکردی محل تولید و قروش صنایع دستی سنتی است، و پس از آن می توان توزیع کنندگان قدیمی خشکبار را که در رقابت با کلی فروشان مواد غذایی حاشیه بلوار دانشجو فروش محدود خود را ادامه می دهند، نام برد و همچنین تعداد معدودی فروشندگان البسه. بنابراین اگر صنوف چاپ، اپتیک و کامپیوتر قرار بود در شهر قدیم جای یابی شوند، شاید بازار خان آنها را برنمی تابید، اما استقرار آنها در بازار پنجعلی مخالفتی را بهمراه نمی داشت.
دورترین بازار شهر با دو کارکرد در اطراف میدان ابوذر و دو سر خیابان صفائیه قرار دارد، کارکرد اصلی آن تأمین مایحتاج روزانه صفائیه و شهرک های تازه‌ساز دانشگاه، گلستان و فرهنگیان است، چراکه نسبت واحد های تجاری در این شهرک‌ها چنان کم است که ساکنان می باید برای خرید اولین نیازهای خود به میدان اطلسی(انتهای جنوبی خیابان صفائیه) یا میدان ابوذر(انتهای شمالی خیابان صفائیه) مراجعه کنند، در عین حال، از طرف دیگر بهره‌مندی اغلب ساکنان این منطقه از اتومبیل نیز باعث شدت این وضعیت شده است، بطوریکه بزرگترین عناصر بازار ابوذر-صفائیه مربوط به تامین مایحتاج خوراکی هستند؛ بازارچه میوه و تره بار، که همیشه در مقابل آن دهها اتومبیل پارک شده اند و در کنار آن، بازارچه مرغ و ماهی و یک سوپر مارکت زنجیره ای در آن سوی میدان قرار دارد.
کارکرد دوم این بازار در رابطه با بیشترین چگالی دانشجویان در این خیابان خود را نشان می دهد، تعداد قابل توجهی کافی شاپ ، پیتزا-ساندویچی، کافی نت و خدمات تایپ و چاپ، و تعداد کمتری بوتیک های پر زرق و برق و حتی تعدادی سالن بیلیارد که البته بیشتر مورد استفاده جوانان یزدی است.

شاید پر جنب و جوش ترین نقطه در شهر یزد بازار خان باشد، بطوریکه که اگر قرار می بود نیمی از بازدید کنندگان با اتومبیل شخصی از منزل خارج شوند، خیابان های اطراف منحصرا کارکرد پارکینگ می یافت و تردد در آنها قطع می شد، از طرف دیگر کالاهایی که در بازار عرضه می شود در انطباقی دانسته یا ندانسته مخاطب خود را اکثریت جمعیت شهر قرار داده، و جز در مورد برخی اصناف مثل طلافروشان کمتر می توان از اجناس لوکس و بسیار گران قیمت در بازار خان نشانی یافت. بنابراین، انطباق بین فضای شهری، کالاهای عرضه شده، امکان تحرک خریدار، نزدیکی به موقعیت استقرار قشر اکثریت اقتصادی در شهر، باعث این جنب و جوش بی نظیر شده‌اند. و شاید عکس همین رابطه باعث شده است که فروشگاه های عرضه لوکس ترین کالاها از مرکز شهر فاصله داشته و حتی گاه بصورت منفرد و با فاصله زیاد از دیگر واحد های صنفی همکار قرار گیرند، بعلاوه فاصله از مرکز شهر امکان اتخاذ ابعاد بزرگ برای فروشگاه و گاه تبدیل آن به نمایشگاه را فراهم می آورد، قابلیتی که در جلب توجه عابران سواره اهمیت غیر قابل انکاری دارد. پس بطور خلاصه، بین کالاهای عرضه شده، ابعاد واحد تجاری، فاصله از مرکز شهر و حتی متوسط سرعت اتومبیل رابطه‌ای وجود دارد که گونه های مختلف بازار را رقم می زند. اما در عین حال شواهدی که در مورد بازارچه های ابوذر- صفائیه گفتیم نشان می دهد که در مورد برخی کالاها(اقلام خوراکی) حتی با وجود وسیله نقلیه افراد ترجیح می دهند از جایی خرید کنند که تراکم عرضه زیاد باشد، شاید به این دلیل ساده که خرید اقلام خوراکی(به استثنای اصناف پذیرایی) کمت

+ نوشته شده در  ساعت   توسط م.محمدی  | 

آرامگاه ها

آرامگاه هاییکی از ساده ترین و نمونه وار ترین شکلهای معماری اسلامی در آسیای کوچک است.

شکل آرامگاه سلجوقی در اناطولی از الگوی گنبد های ایران پیروی می کند، لکن در ساخت آن ها به جای آجر سنگ به کار رفته است. اغلب این گنبد ها که در ترکیه تربت ( مقبره) نیز نامیده می شود از نوع کثیر الاضلاعی است و البته نشانگر شیوه ی مربعهای گردان در یک دایره. با این وصف شکل برخی آرامگاه ها در اواخر سده سیزدهم م. مدور می شود . در این موارد به جای مربع های  محاطی مستقیما از خود دایره استفاده شده است.

یک آرامگاه بی همتا در نوع خود آرامگاه ماما خاتون ( حدود ۱۲۰۰ م) است با دیوارهایی  به ستبرای ۵/۲ متر ودارای ۱۲ چشمه ژ رف  مستطیل شکل به طول ۴۵/۲ متر و منتهی به قوس شکسته . ملاحظه می شود که دوازده ضلعی ناشی از سه مربع در این جا وسیله به وسیله چشمه ها و خود دایره پدید می آید.

خود آرامگاه که بنایی است هشت قوسی در مرکز این حصار قرار دارد . این نوع شکل در ست یاد آور معماری ارمنی است و نمایانگر زیر و بمی از قضیه مربعهای  گردان در یک دایره، که در این مورد اضلاع هشتگانه هشت ضلعی به قوسهای دایره تبدیل شده است.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط م.محمدی  | 

epdm

اين ماده مخلوط اتيلن , پروپيلن و داين است EPDM مصالح ساختماني مناسب براي مناطق سردسير است و حتي دردماهاي زير 30 درجه سانتي گراد خصوصيات عالي از خود نشان مي دهد.محدوده دمايي آن -50˚Cتا 130˚C سلسيوس است. مقاومت زيادي در برابر ازن دارد .زمانمند شدن , اكسيد شوندگي , پير شدن درجه ناشي از گرما آن كم است در برابر مواد شيمايي آلي و غيرآلي مقاوم است. ضعف آن مقاومت كم در برابر مايعات بر پايه نفت است.

 EPDMانتخاب معمول در بين فوم هاست. مقاومت عالي در برابر ازن , هوازدگي و زمان مندي دارد. هم چنين مقاومت شيميايي آن در برابر فرآورده هاي بر پايه غير محلول كم است .


 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط م.محمدی  | 

معرفی معمار

آشنا شدن با دیدگاه نویسندگان جوامع پیرامون ما نسبت به ثروت های فرهنگی- تاریخی خودشان، به‌خصوص آن‌هایی که زمینه‌های تاریخی و فرهنگی مشترکی نیز با ما دارند، می‌تواند برای ما هم جالب باشد.
 
اما اگر نویسنده‌ای خود پیشینه‌ی آموزش معماری داشته باشد و از سوی دیگر در آثارش ارجاعات فراوانی به تاریخ هنر و معماری دیده شود، دیدگاه‌های او در مورد معماری جدید و روند از میان رفتن بافت قدیمی شهرها می‌تواند قابل تامل‌تر باشد.

پاموک pamok





ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط م.محمدی  | 

معماری کودکان

هر کودکی، بر روی کره زمین، زمانی آرزوی دنیایی پاک تر را در دل پرورانده است. دنیایی مبرا از این هزاران ازار های زندگی، و در عوض مزین به باغ جادویی پر از عجایب، مخفیانه – امنمکانی برای تفرج و تماشای بی پایان انسان ها و محیط پیرامون شان در تاثیر پذیری متقابلند

 کودکان به سبب محدودیت های جسمی و روانی خود در قیاس با بزرگسالان، تاثیر پذیری بیشتر و عمیق تری داشته و در عوض، تاثیر گذاری کمتری بر محیط دارند و به این ترتیب بیش از بزرگسالان اجباراً تابع شرایط محیطی اند.
کودکان حساس ترین و تاثیر پذیرترین گروه سنی جامعه را تشکیل می دهند و در حساس ترین و مهمترین سال های زندگی شان یعنی زمانی که پایه های رشد شخصیتی- ذهنی- جسمی و اجتماعی آنها شکل می گیرد تا زمانی که وارد شهر می شوند نیازمند این هستند تا زندگی اجتماعی را در مقیاس خود تجربه کنند و این امر مستلزم فراهم بودن فضایی کودکانه و صمیمانه است. فضایی به دور از هیاهوی دنیای بزرگتر، دنیای پر از شادی با رنگ های زیبا که در آن کودک فرصت بیان افکار تازه و پرورش و رشد استعداد هایش را داشته باشد، فضایی که زمینه ای مناسب برای خلاقیت کودکان فراهم آورد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط م.محمدی  | 

بتن

ازمسائل مهم درامرطراحي وساخت پروژه هاي عمراني وزن سازه به منظورپايداري بهتردربرابرنيروي زلزله است.ازآنجائيكه امروزه تمامي ساختمانها به صورت اسكلت فلزي ويا بتوني اجرامي شوند. پارتيشن ها وديوارهاي داخلي فقط نقش جدا كننده فضا را برعهده دارند وهرچه مصالح بكاررفته شده دراين اجزا سبك ترباشد تاثيرمستقيمي دركاهش وزن سازه دارد.

 ازاين روجايگزيني آجرهاي هبلكس بجاي آجرهاي معمولي بسيار تا ثيرگذارمي باشد.نكته قابل ذكردرمورد اين آجرها وزن مخصوص شان است.بطوريكه اگراين آجرهارا بر روي سطح آب قراردهيم به ته آب فرونرفته وبرروي سطح آب قرارمیگیرد.اين مطلب بيانگرآن است كه وزن مخصوص اين آجرها از وزن مخصوص آب كمتراست.

  مقدمه:

تولید سیمان که ماده اصلی چسبندگی در بتن است در سال۱۷۵۶ میلادی در کشور انگلستان توسط «John Smeaton» که مسئولیت ساخت پایه برج دریایی «Eddystone» را بر عهده داشت آغاز شد و در نهایت سیمان پرتلند در سال ۱۸۲۴ میلادی در جزیره ای به همین نام در انگلستان توسط «Joseph Aspdin» به ثبت رسید . مردم کشور ما نیز از سال ۱۳۱۲ با احداث کارخانه سیمان ری با مصرف سیمان آشنا شدند و با پیشرفت صنایع کشور ، امروزه در حدود ۲۶ الی ۳۰ میلیون تن سیمان در سال تولید می گردد . با آگاهی مهندسان از نحوه استفاده سیمان در کارهای عمرانی ، این ماده جایگاه خودش را در کشورمان پیدا کرد .

یکی از روشهای ساختمان سازی که امروزه در جهان به سرعت توسعه می یابد ساختمانهای بتنی است . بعد از انقلاب اسلامی به علت کمبود تیر آهن در نتیجه تحریمها و نیز گسترش ساخت و سازهای عمرانی در کشور ، کاربرد بتن بسیار رشد نمود . علاوه بر این موضوع ساختمانهای بتنی نسبت به ساختمانهای فولادی دارای مزایایی از قبیل مقاومت بیشتر در مقابل آتش سوزی و عوامل جوی (خوردندگی) آسان بودن امکان تهیه بتن به علت فراوانی مواد متشکله بتن و عایق بودن در مقابل حرارت و صوت می باشند که توسعه روز افزون این نوع ساختمانها را فراهم می سازد .

یکی از معایب مهم ساختمانهای بتنی وزن بسیار زیاد ساختمان می باشد که با میزان تخریب ساختمان در اثر زلزله نسبت مستقیم دارد . اگر بتوانیم تیغه های جدا کننده و پانل ها را از بتن سبک بسازیم وزن ساختمان و در نتیجه آن تخریب ساختمان توسط زلزله مقدار زیادی کاهش می یابد . ولی کم بودن مقاومت بتن سبک عامل مهمی در محدود نمودن دامنه کاربرد این نوع بتن و بهره گیری از امتیازات آن بوده است . استفاده از میکروسیلیس در ساخت بتن سبک سبب شده است که مقاومت بتن سبک بالا رود و این محدودیت کاهش یابد .در این تحقیق ضمن توضیحاتی در مورد بتن و تاثیر آب بر روی مقاومت بتن ، بیشتر درباره بتن سبک و روشهای افزایش مقاومت آن با استفاده از میکروسیلیس ، خواص مکانیکی و همچنین کاربرد آن بحث می شود .

 

بتن سبک :

بي شك بشرزماني پيشرفت و تمدن را تجربه كرد كه براي مدتي طولاني در محل مشخصي سكونت يافت. ديگر توان بشر صرف مهاجرتهاي طولاني نمي شد و براي بر طرف كردن مشكلات به راه حلهاي تازه و افكار تازه اي روي اورد .براي ماندگار شدن در مكاني ثابت بدون شك داشتن خانه اي دقد قه اصلي انها بوده خانه اي كه انها را در برابربلاهاي طبيعي. حمله وحوش و حتي بيگانگان محافظت كند.پيشينيان با توجه به اينكه امكانات حمل و نقل محدودي داشتند براي اين منظور از مصالح در دسترسي استفاده مي كردند : چوب. سنگ. گل. پوست احشام و.....

بدون ترديد مانگارترين اين نوع مصالح كه از تخت جمشيد ايران تا اهرام مصر پايدار مانده سنگ است. اما سنگ به صورت اوليه با توجه به شكل پذيري كم و حمل و نقل دشوار نمي تواند به عنوان مصالح اصلي در ساختمانهاي امروزي كاربرد داشته باشد و اين امر باعث شد نوعي سنگ مصنوعي توسط بشر خلق گردد كه علاوه بر داشتن خواص سنگ مانند ماندگاري بالا و سازگاري با محيط اطراف داراي قابليتهايي مانند شكل پذيري مناسب و حمل اسان نيز باشد امروزه اين نوع مصالح را به نام بتن مي شناسيم.

در دنياي پيشرفته امروزي و با توجه به پيشرفتهاي صورت گرفته در زمينه هاي مختلف علمي. صنعت بتن دچار تحول گرديده است توليد بتن سبك حاصل همين پيشرفتها مي باشد.

بتني كه علاوه بر كاهش بار مرده ساختمان از نيروي وارد به سازه در اثر شتاب زلزله مي كاهد و در صورت تخريب وزن ان كاهش مي يابد. و امروزه ان را بتن قرن مي نامند.

بتن سبك با توجه به ويژگيهاي خاصي كه دارد داراي كاربردهاي مختلف مي باشد كه برحسب وزن مخصوص و مقاومت فشاري ان تفكيك مي گردد.  

با گسترش استفاده از بتن سبك در سراسر دنيا بويژه در كشورهاي پيشرفته و شكل گيري ايين نامه هاي اجرايي انها متاسفانه اين نوع بتن كه داراي قابليتهاي منحصر به فردي مي باشد در كشور ما هنوزنا شناخته شده است.

ساختمان به طور مستقيم ( به لحاظ سبكي و ويژه اين نوع بتن ) و صرفه جويي در مصرف انرژي به طور غير مستقيم (به لحاظ عايق بودن اين نوع بتن در مقابل سرما و گرما و در نتيجه كاهش ميزان مواد سوختي ) و از لحاظ اقتصادي  مهندسين و معماران سازنده ساختمان در دنيا با استفاده از بتن سبك در قسمتهاي مختلف بنا با سبك كردن وزني  گامهاي بلند و مهمي برداشته اند.

سیمان:

1- سیمان تولید شده در کشور ما با سیمان تولید شده در کشورهای صنعتی متفاوت است که لازم است تفاوت آن تا حد ممکن بررسی شود .

۲- طبقه بندی سیمانها شناسایی شود .

۳- عدم تنوع در کیفیت سیمان نشانه ضعفهایی از سیستم ساخت و ساز می باشد .

۴- عدم استفاده از سیمان با کیفیت بالا از عوامل اولیه عمر کوتاه ساختمان در بحث مصالح می باشد

 شن و ماسه:

 1- معیارها و آئین نامه های تولید کلان شدن و ماسه بررسی شود .

۲- تولید کلان شن و ماسه در کشور ما از نظر معیار و رعایت آئین نامه های تولید بررسی شود .

۳- معایب شن و ماسه تولیدی  در کشور در حد کلان بدلائل زیر آن را در درجه دوم و یا سوم کیفیت قرار می دهد .

الف : وجود گرد و غبار

 ب : عدم شستشو

 ج : دانه بندی ناصحیح

 د : استفاده از شن و ماسه رودخانه ای بجای شن و ماسه شکسته .

 ه : استفاده از شن و ماسه درجه ۲ و یا ۳ از عوامل ثانوی عمر کوتاه ساختمان در بحث مصالح می باشد .

افزایش مقاومت بتن مد نظر تمام دست اندرکاران صنعت تولید بتن می باشد .

 

 ساختار بتن:

 1- بتن دارای چهار رکن اصلی می باشد که به صورت مناسبی مخلوط شده اند ، این چهار رکن عبارتند از :

 الف : شن

ب : ماسه

ج : سیمان

د : آب

 2- در برخی شرایط برای رسیدن به هدفی خاص مواد مضاف به آن اضافه می شود که جزء ارکان اصلی بتن به شمار نمی آید .

۳- توده اصلی بتن مصالح سنگی درشت و ریز (شن و ماسه ) می باشد .

۴- فعل و انفعال شیمیایی بین سیمان و آب موجب می شود شیرابه ای بوجود آید و اطراف مصالح سنگی را بپوشاند و مصالح سنگی را بصورت یکپارچه بهم بچسباند .

۵- استفاده از آب برای ایجاد واکنش شیمیایی است .

۶- برای ایجاد کار پذیری لازم بتن مقداری آب اضافی استفاده می شود تا بتن با پرکردن کامل زوایای قالب بتواند دور کلیه میلگردهای مسلح کننده را بگیرد .

۷- جایگاه استفاده آب در بتن به لحاظ انجام عمل هیدراتاسیون دارای حساسیت بسیار زیادی است

 


 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط م.محمدی  | 

در گذشت

سلام

من هم به نوبه خودم در گذشت استاد میر فندرسکی رو به جامعه معماری تسلیت عرض می نمایم.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط م.محمدی  | 

مدیریت زمان

چکیده: یکی از اصول مهم مدیریت زمان اصل 20 - 80 است، یعنی از %20 زمان برای انجام %80 کارهایت استفاده کن. موفقیت در مدیریت صحیح زمان وابسته به تشخیص کارهای مهم است. در این مقاله قصد داریم تا تعدادی از راهکارهای مدیریت زمان را به شما معرفی کنیم.

از نظر مدیریت زمان کارها به چند دسته تقسیم می‌‌شوند


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط م.محمدی  | 

آب انبار

مقدمه

به دلیل خشکی آب و هوای بخش عمده ای از کشور ایران و عدم ریزش باران کافی در بیش از شش ماه از سال در اکثر نقاط و در نتیجه فصلی بودن آب رودخانه ها و عدم دسترسی به آب، تمهیدات گوناگونی جهت تامین آب شیرین در فصول خشک سال شده است. احداث بند، قنات و آب انبار را می توان از این جمله نام برد. در این رابطه، آب انبار همان گونه که از نام آن مشخص است، برای ذخیره آب در فصول پر آب و استفاده از آن در بقیه ایام سال می باشد.

قدیمی ترین آثار به جای مانده از آب انبار تقریباً با پیدایش اولین تمدن های ایران هم زمان است. مخزن آب شهر ایلامی - دورانتاش (1) در چغازنبیل مربوط به هزاره دوم قبل از میلاد هنوز باقی است. از دوران حکومت هخامنشیان نیز بقایای آب انبار و آب راه های متعدد در قصر جمشید وجود دارد.

در دوره اسلامی، آب انبار نیز مانند سایر ابنیه شهری در مراکز تجمع، مانند راسته های بازار و مراکز محلات و همچنین در کاروانسرا های بین راهی احداث می شده. در شهر های گرم و خشک ایران هر محله ای اغلب برای خود یک آب انبار داشته که توسط اهالی محل احداث می شده و یا گاهی بانی آن یکی از افراد متمکن و خیرخواه محله بوده است. آب انبار توسط اهالی خود محل اداره می شد و از کسی مبلغی برای استفاده از آن گرفته نمی شد، فقط اهالی محل خرج تعمیرات و نگهداری آن را می پرداخته اند.

در شهر های گرم و خشک آب انبار از ابنیه مهم شهری بوده و بنای آن با بادگیر های بلند و گنبد های حجیم از فواصل دور در سیمای شهر خودنمایی می کرده است. آب انبار های مهم دارای سردر های ورود بسیار زیبا بوده اند که با انواع کاربندی ها و مقرنس ها تزیین می شده و گاهی شعری در جهت سلام بر امام حسین (ع) و لعنت بر یزید و یا یادآوری خیری که بانی آن انجام داده بر روی کاشی های هفت رنگ نقش می بست. چنانچه ابیات زیر قسمتی از اشعار نوشته شده بر روی آب انبار حاج میرزا حسین عامل در نزدیکی میدان امام ساوه بیانگر آن است.

به سـر فـتـاد مـرا کـه امـر خـیـری را

 ..... 1 .....

بنـا گـذارم تا گـردم به نـیکـوان ملحق

بنای برکه آبی گذاشتم که بر هدهد

 ..... 2 .....

ز سلسـبیل کـزو بـوده آب امـر الـحق

غــریــق عــصـیـان بـودم بـرای نـجـات

 ..... 3 .....

از ایـن حـقـیـر بـنـا سـاخته یک زورق

ز عـقل رفـت شـوالی بـرای تاریخـش

 ..... 4 .....

که تا نویسند ماند ز مـن در این زورق

بـــرای مــاده تــاریــخ اوخــر، گــفــتــا

 ..... 5 .....

بـنـوش آب و بـگـو بـر یـزید لعنت حـق

 

 

 

 

تاریخ احداث آب انبار ها، معمولاً در درگاه آن ها ثبت می شده و با حساب ابجد، سال بنای این آب انبار 1186 هجری قمری (2) که به دوره زندیه بر می گردد، می باشد.

فراهم نمودن آب بهداشتی، خنک و قابل دسترس برای همه اهالی، احتیاج به یک سری تدابیر زیست اقلیمی داشته است که در دنباله این مقاله بحث خواهد شد.

2- اقلیم

آب انبار ابیانه

آب انبار در نواحی گرم و خشک از جمله ملزومات مهم برای تداوم زندگی در این مناطق بوده و در اکثر محلات شهری و روستا ها یک یا چند آب انبار وجود داشته است. این آب انبار ها شامل یک مخزن (3) بزرگ مکعب یا مکعب مستطیل و یا استوانه ای شکل در داخل زمین بوده اند که روی این مخزن را با طاق قوسی و یا گنبدی می پوشاندند (شکل 1). این مخازن غالباً یک و در بعضی از موارد دو راه پله برای برداشت آب از مخزن داشته اند (شکل 9).

در نواحی کوهستانی نیز با وجود اینکه بارندگی نسبتاً بیشتر از نواحی گرم و خشک است و اغلب در این نواحی چشمه سار ها و نهر های دایم یا فصلی جریان دارد ولی برای ذخیره آب قابل شرب، معمولاً از آب انبار استفاده می کردند، هر چند که تعداد آب انبار های در این نواحی کمتر از مناطق گرم و خشک می باشد. در بعضی از موارد، پوشش سقف آب انبار در نواحی کوهستانی خصوصاً در مناطق خوش آب و هوا و جنگلی، به صورت مسطح است و با چوب و کاهگل پوشش می شود. مخزن این نوع آب انبار ها به لحاظ پوشش سقف آن به صورت مکعب و یا مکعب مستطیل است (شکل 2).

آب انبار نو ساری

در شهر همدان، در دامنه کوه الوند، خانه ها اغلب چاه داشته اند. البته در بعضی از خانه ها که بر روی مجرای زیرزمینی قنات ساخته شده بودند، می توانستند مستقیماً از آب قنات استفاده کنند. در این گونه خانه ها، مسیر قنات از سیزان (4) رد می شده که اطاقی به نام حوضخانه در آنجا با طاق ها و آجرکاری های بسیار زیبا درست می کردند. این مکان در تابستان بسیار خنک بوده و جهت استراحت استفاده می شده. به این محل چشمه هم اطلاق می شده است. در اکثر سرا ها و مراکز محلات شهر نیز دسترسی به آب قنات امکان داشته است.

در مناطق پر آب و یا مناطقی که مقدار نزولات جوی زیاد می باشد، آب انبار هر چند به تعداد اندک، وجود داشته است. در شهر تاریخی اصفهان در کنار رودخانه زاینده رود، اغلب خانه ها دارای چاه آب بوده اند و با کندن چند متر از خاک زمین، دسترسی به آب شیرین در تمامی ایام سال ممکن بوده است. آب مورد نیاز باغ ها و باغچه ها در بهار و تابستان، از طریق شبکه مادی ها (5) که در محلات مختلف شهر جریان داشته و از رودخانه زاینده رود منشعب می شده تامین می گشته است. ولی برای انجام عمل خیر یا در مناطق مرتفع شهر و در قسمت هایی از شهر که از رودخانه دور و عمق آب های زیرزمینی نسبتاً زیاد بوده، مانند منطقه تخت فولاد در جنوب شرقی شهر اصفهان، آب انبار وجود داشته است.

آب انبار نو ساری

در شهر شوشتر که در بین دو شاخه از رودخانه کارون قرار گرفته است نیز اهالی در خانه ها چاه آب داشتند. ولی از آنجایی که خاک این شهر شور است، لذا آب چاه شور بوده و اغلب برای استحمام، شستن ظروف و یا آبیاری درختان از این آب استفاده می شده است. جهت آب شرب، مردم از آب رودخانه استفاده می کردند. بدین ترتیب که سقا آب را با مشک به خانه ها می برده و در یک ظرف بزرگ گلی به نام حُب می ریخته. بعضی از افراد هم خود به رودخانه می رفتند و آب بر می داشتند. البته در اینجا نیز در مناطقی که از رودخانه دور بوده، آب انبار می ساختند.

در شهر های کنار دریای خزر نیز مواردی معدود آب انبار در محلاتی که امکان دسترسی به آب قابل شرب در تمامی فصول سال نبوده وجود داشته است ( شکل 3 و 4).

آب انبار قوام بوشهر

در تمام مناطق یاد شده در فوق، شکل کلی کالبد آب انبار همان گونه بوده که در مناطق گرم و خشک توضیح داده شد؛ ولی در سواحل جنوبی کشور، نوع دیگری آب انبار که در آن منطقه به نام برکه و آبگیر نیز خوانده می شود، وجود دارد که اگرچه مخزن آن درون زمین واقع است، ولی محفظه بالای مخزن آن محصور نمی باشد و اهالی از طریق بازشو های اطراف مستقیماً به داخل آن می روند و آب را برداشت می کنند. آب این برکه ها عمدتاً از طریق جمع آوری آب باران از روی سطح زمین تامین می شود (اشکال 5 و 6).

در این سواحل اگرچه هوا مرطوب است، ول به دلیل میزان بسیار اندک بارندگی و شوری آب های زیرزمینی، وجود این برکه ها امری ضروری بوده و در اغلب موارد تنها امکان دسترسی به آب شیرین فقط از طریق آب برکه ها بوده است. در بندر لنگه و بندر بوشهر، با کندن چند متر از زمین به آب شور و یا تلخ می رسیدند و از این آب فقط جهت شستشو و آبیاری استفاده می کردند. بعضی از افراد مواقع شستن بدن با این آب، در آخر یک سطح آب شیرین بر روی بدن می ریختند تا نمک بر روی پوست بدن شسته شود.

3- آب

آب انبار قوام بوشهر

آب انبار های به جز در سواحل جنوبی کشور غالباً در اواخر فصل زمستان شسته شده و مخزن آن ها از طریق نهر ها، قنات ها یا مسیل ها در اوایل فصل بهار یا مواقع بارندگی پر می شده. یکی از نکات مهم جهت تعیین مکان آب انبار، نزدیکی آن به آب جاری در فصول پر آب بوده است. مخزن آب انبار درچه ای دارد که متصل به جریان آب قنات و یا نهر است. در مواقع پر کردن مخزن، مسیر عبور آب را کاملاً تمیز کرده و آن را از هرگونه آلودگی پاک می کردند و بعد از باز کردن دریچه مخزن، آب را در مخزن جاری می کرده اند تا پر شود.

به دلیل خنکی و بهداشتی بودن نسبی این آب، از آن فقط جهت آشامیدن و پخت و پز استفاده می کردند.

به سه روش آب بهداشی و مطبوع برای آشامیدن در آب انبار ها ذخیره می شده است:

1 - در آب انبار ها تاریکی محض وجود دارد و چون میکروب های غیر هوازی احتیاج به نور برای رشد و نمو دارند، بنابراین در این آب انبار ها از بین می روند.

2 - به واسطه جاذبه زمین، املاح و ذرات موجود در آب ته نشین می شوند. همچنین بر روی آب، نمک و آهک می ریختند تا مانند کلر باکتری ها را در آب از بین ببرند. بنابراین تصفیه آب هم از طریق فیزیکی و هم شیمیایی صورت می گرفته است. البته شایان ذکر است که در همه آب انبار ها موارد بهداشتی به یک میزان رعایت نمی شده.

3 - با قرار دادن مخزن آب انبار در داخل زمین و تهویه هوای داخل آن، آب آب انبار در زمستان یخ نمی زده و در تابستان نیز برای آشامیدن خنک بوده است. دلیل این مطلب در دو قسمت بعدی همین مقاله ذکر خواهد شد.

شیر آب آب انبار را معمولاً یک متر بالاتر از کف مخزن قرار میدادند تا رسوبات و املاح ته نشین شده در مخزن از شیر آب خارج نشود.

در سواحل خلیج فارس و دریای عمان، رعایت نکات بهداشتی در مورد آب برکه انجام نمی شده و آب آنها آلوده بوده است. در این نواحی به علت شور بودن اغلب آب های زیرزمینی، در بسیاری از نقاط این سواحل تنها منبع تامین آب شیرین، بارندگی فصلی بوده و لذا برکه ها در کنار مسیل ها و مناطق آب گیر احداث می شده است.

برکه ها راه پله مجزا نداشته و از سطل و یا دلو برای برداشتن آب استفاده می شده است. بعضی از برکه ها در داخل مخزن خود پله داشته اند مانند آب انباز قوام در بوشهر در شکل 6 و افراد می توانسته اند داخل مخزن برکه بروند و آبرا مستقیماً از آنجا بردارند. بازشو های اطراف مخزن هم برای برداشت آب و ورود و خروج به داخل مخزن بوده و هم عملکرد تهویه را داشته است (اشکال 7 و 10). لذا چون فضای مخزن به طریق صحیحی محصور نشده و گرد و غبار و آلودگی ها به راحتی وارد مخزن و نهایتاً داخل آب می شده و همچنین به دلیل تماس مستقیم مصرف کنندگان با آب مخزن، این آب غیر بهداشتی بوده است. به علاوه تابش آفتاب که از طریق بازشو ها وارد مخزن می شده، باعث گندیدگی و رشد موجدات آبزی می گردیده است.

با این وجود، به علت عدم دسترسی به منبع بهتر آب، استفاده از آب برکه ها برای اکثر اهالی این سواحل امری اجباری بوده است. اگرچه در اکثر شهر ها مدت هاست که برکه ها بلا استفاده مانده اند ولی روستا هایی که آب لوله کشی ندارند، هنوز اهالی از این آب استفاده می کنند.

البته در تعداد بسیار کمی از روستا های خوش اقبال که خاک آن شور نیست، مانند روستای طیس در شمال بندر چابهار، آب چاه شیرین است و اهالی مجبور به استفاده از آب برکه ها نیستند.

4- تهویه

فضای مخزن هیچ یک از آب انبار های حبس نمی باشد و همه آنها دریچه ای جهت تهویه هوا دارند. حبس بودن فضای مخزن علاوه بر آن که امکان دسترسی به داخل آن را مشکل می نماید، آب را هم بسیار گرم می کند. مانند اتومبیلی که در زیر آفتاب کلیه درب ها و پنجره های آن بسته باشد؛ لذا در روز های آفتابی فضای بسته مخزن بسیار گرم می شود. به علاوه، گرما و رطوبت بسیار زیاد داخل مخزن به مصالح و بدنه آن لطمه می زند. بدین لحاظ کلیه آب انبار ها دارای دریچه های تهویه بر روی بام مخزن (اشکال 3 و 11) و یا بادگیر می باشند. آب انبار های حاشیه کویر مرکزی ایران اکثراً دو، چهار و یا شش بادگیر در اطراف مخزن دارند.

این دریچه های تهویه و بادگیر ها، علاوه بر تهویه فضای داخل مخزن باعث خنکی و گوارایی آب آن نیز می شوند، زیرا مقدار تبخیر آب در داخل مخزن به دلیل جریان هوا افزایش می یابد و فضای داخل آب انبار و بالطبع آب موجود در آن خنک می شود.

همان گونه که عنوان شد، تهویه در برکه های جنوب کشور از طریق بازشو های ورودی و پنجره های اطراف مخزن صورت می گیرد، ولی در این جا چون این بازشو ها همسطح کف زمین مجاور هستند، لذا خاک و گرد و غبار به راحتی وارد مخزن برکه می شود و از آنجا که رطوبت هوا در سواحل جنوبی کشور نسبتاً زیاد است، بنابراین تبخیر چندانی در داخل مخزن صورت نمی گیرد. لذا اگرچه تهویه باعث جابجایی هوا در داخل مخزن می شود که امر مثبتی است، ولی باعث برودت آب مانند مناطق گرم و خشک نشده و به علاوه به دلیل پایین بودن ارتفاع بازشو ها، جریان هوا، آب داخل مخزن را آلوده می کند ( شکل 10 و 11).

 

5- زمین

زمین آب انبار را در محلی انتخاب می کردند که سفت باشد و تحمل وزن سنگین دیوار مخزن و طاق آن و خصوصاً آب داخل آن را داشته باشد.

به سه دلیل مخزن آب انبار را در کلیه اقلیم ها و مناطق مختلف ایران همیشه در داخل زمین احداث می کردند:

1 - دلیل اول این که اگر مخزن بر روی سطح زمین باشد، فشار و نیروی جانبی آب درون آن به دیوار های مخزن باعث تخریب آن می شود و جهت مهار کردن این نیروی جانبی، احتیاج به پشتبند های بسیار قطور و تحمل مخارج بسیار بوده است؛ ولی اگر مخزن در داخل زمین قرار داشته باشد، خاک اطراف دیوار مخزن، باعث استحکام و مقاومت آن در برابر فشار آب درون آن می شود. همچنین در هنگام وقوع زلزله این نوع آب انبار در مقابل نیرو های جانبی زلزله مقاومت بسیار خوبی از خود نشان می دهد و در زلزله های مختلف ایران، آب انبار و سایر ابنیه زیرزمینی سالم و یا با آسیب نسبتاً کمی پابرجا مانده اند. (6)

2 - دلیل دوم که این نیز حایز اهمیت می باشد این است که وقتی مخزن آب انبار پاین تر از سطح زمین باشد، آب نهر یا قنات را می توان به راحتی و به طور طبیعی بر روی آن سوار نمود و احتیاج به نیروی اضافی جهت انتقال آب به داخل مخزن نخواهد بود.

هر چه به عمق بیشتری از زمین داخل شویم، نوسان درجه حرارت کمتر و پس از عمق 6.5 متری برابر معدل درجه حرارت سالیانه بر روی سطح زمین می باشد. (7) بنابراین آب آب انبار زیرزمینی همانند آب چاه، در زمستان یخ نمی زند و در تابستان خنک و گوارا می باشد که برای آشامیدن مزیت بسیار خوبی است.

در روز اول تیر ماه سال 1372 در هنگام ظهر درجه حرارت در اطراف آب انبار حاجی سید حسین صباغ کاشانی در بازار کاشان (8) 29 درجه و در مجاور پاشیر آب انبار 18 درجه سانتی گراد بوده است که نشان دهنده 11 درجه اختلاف بین هوای گرم خارج و دمای مطلوب در قسمت پاشیر می باشد.

6- نحوه اجرا و نوع مصالح

برای احداث آب انبار، پس از مشخص کردن محل آن و کندن زمین، معمولاً کف آن را با شفته آهکی کاملاً می پوشاندند و یک پی یکپارچه به صورت رادیه ژنرال اجرا می کردند. در بعضی از موارد در صورت بزرگ بودن مخزن، کف آن را آجر فرش می کردند. دکتر پرویز ورجاوند، اندیشمند و محقق تاریخ اجتماعی و معماری ایران در این رابطه «آب انبار های خواجه و ریگ در یزد و آب انبار گنج علی خان در کرمان» (9) را مثال می زند.

برای دیوار های آب انبار از آجر قرمز که به نام آجر آب انباری معروف است و در مقابل آب مقاوم می باشد، استفاده می کردند. البته در نواحی کوهستانی و یا مناطقی که تهیه سنگ آسان تر و اقتصادی تر از آجر بوده از سنگ لاشه برای دیوار ها و گنبد استفاده می شده است (شکل 11). روی دیوار ها و کف مخزن را با ملات ساروج می پوشاندند و سپس روی دیوار ها را با گنبد و یا طاق و تویزه مسقف می نمودند.

نوع مصالح و نحوه اجرا همیشه یکسان نبوده است. برای احداث آب انبار سردار بزرگ در قزوین (10) که مخزن آن با 6000 متر مکعب گنجایش یکی از بزرگترین مخزن ها ها در ایران می باشد از شفته آهک در کل بدنه و کف بنا استفاده شده است (شکل 13). برای اجرای دیوار، این آب انبار، ابتدا محیط مخزن را به ضخامت دو متر و ضلع مجاور پله به ضخامت سه متر در زمین کنده اند. سپس این حفره را به تدریج با شفته آهکی پر کرده و بعد از سفت شدن آن اقدام به کندن خاک وسط مخزن نموده اند. کف مخزن را نیز با شفته آهک پر کرده و روی کل آن را ملات ساروج کشیده اند. سپس راه پله را مجاور دیوار قوی تر کنده و پس از تعبیه دیوار ها، روی آن را طاق آهنگ آجری زده اند. روی مخزن را نیز با تعبیه چهار فیلپوش در گوشه ها و یک گنبد دورچین عظیم آجری پوشانده اند.

سازمان میراث فرهنگی این شهر یک راه ورودی از پایین راه پله به مخزن حفر کرده که حدود یک ماه وقت صرف شده تا دیوار مخزن با مته و کلنگ به ابعاد 2.20 × 1.20 متر برای ورودی کنده شود. هنگام ورود به مخزن، بازدیدکننده به عظمت بنای آب انبار که در عین سادگی انجام شده واقف می شود. طبق اظهار مقامات میراث فرهنگی، از این آب انبار در آینده احتمالاً به عنوان یک سالن تیاتر و یا نمایشگاه استفاده خواهد شد.

برای پوشش مخازن کوچک از طاق و تویزه و یا طاق کلمبه استفاده می شده و گاهی نیز ستون جهت نگهداری طاق ها در داخل مخزن زده می شده است مانند آب انبار میرزا مقیم در کاشان ( شکل 14 و 15)، آب انبار بزرگ جزیره هرمز و آب انبار قوام در بوشهر (شکل 6). همان گونه که در ابتدای این فصل اشاره شد، در مناطق کوهستانی و خوش آب و هوا و نقاطی که امکان دسترسی به چوب آسان بوده، برای آب انبار های کوچک از سقف های تیر چوبی با پوشش حصیر و کاهگل استفاده شده است (اشکال 2 و 16).

راه پله عموماً مجاور و یا عمود بر یکی از سطوح مخزن بوده و از سطح روی زمین شروع شده و تا پاشیر ادامه پیدا می کرده است. در مخازنی که راه پله مجاور یکی از سطوح مخزن است مانند آب انبار سردار در قزوین، ضخامت دیوار آن سمت را بیشتر می گرفتند تا جبران فضای خالی راه پله برای مقاومت در مقابل نیروی جانبی آب و احیاناً زلزله بشود. در انتهای راه پله یک یا چند شیر آب از جنس برنج جهت برداشت آب تعبیه می کردند. در هنگام بمباران شهر ها در طی جنگ اخیر ایران و عراق از این راه پله ها به عنوان پناهگاه استفاده می شده است.

روی گنبد و دیوار های برکه های جنوب کشور را با گلی مخصوص به رنگ طوسی متمایل به سفید اندود می کردند. این گل مقاومت خوبی در مقابل رطوبت دارد و به جهت رنگ آن و انعکاس تابش نور آفتاب از گرم شدن بیش از حد آب داخل مخزن جلوگیری می کند (اشکال 10 و 11).

بام اغلب آب انبار ها که با گنبد و یا طاق پوشش می شده به همان صورت کروی باقی مانده؛ ولی در بعضی از آب انبار ها که می خواستند از محوطه بالای بام استفاده کنند مانند آب انبار قوام آباد در بوشهر (شکل 5) و یا آب انبار هایی که ساختمان آنها با ساختمان دیگری مثل مسجد، مدرسه و یا کازوانسرا تلفیق شده مانند آب انبار میرزا مقیم در کاشان (شکل 5) سطح کروی روی بام را با زدن طاق های کوچک تر به صورت مسطح در می آوردند.

معمولاً در اغلب شهر های کویری افراد متمول در خانه های خود آب انبار خصوصی داشته اند و یکی از اطاق های زیرزمین برای ذخیره آب مورد استفاده قرار می گرفته است. از این آب انبار ها نیز مانند آب انبار های عمومی از آب نهر یا قنات در اوایل فصل بهار پر می شده ودارای راه پله و شیر آب برنجی بوده است.

همان گونه که در فصل چهارم کتاب بررسی اقلیمی ابنیه سنتی ایران در مورد خانه های بوشهر ذکر شده در این بندر آب انبار های خصوصی در طبقه همکف قرار داشته ولی مخزن آن مانند حوض در داخل زمین بوده. آب این آب انبار ها از آب بارانی که بر روی بام و حیاط خانه ریزش می کرده و به سمت مخزن آب انبار هدایت می شده، تامین می گردیده است. آب مستقیماً توسط سطل از روی سطح آب برداشته می شده. آب این آب انبار به دلیل مراقبتی که از آن می شده، قدری تمیز تر و بهداشتی تر از آب انبار های عمومی شهر بوده است.

در اینجا باید یادآوری شود، اگرچه آب آب انبار های جنوب کشور چه عمومی و چه خصوصی، آلوده بوده و هنوز هم بالاجبار در بعضی از روستا ها و شهر های این مناطق از این آب برای آشامیدن استفاده می کنند، ولی در سایر مناطق ایران که مخزن آب انبارمحصور بوده، آب آن بسیار تمیز، گوارا و سالم بوده است.

نکته قابل توجه این که در مناطق حاشیه کویری بسیاری از این آب انبار ها با وجود لوله کشی آب شهری، هنوز مورد استفاده قرار می گیرد. تجربه شخصی نگارنده در چند شهر و روستای حاشیه کویری موید این مطلب بوده است. آب این آب انبار ها خنک تر و گوارا تر از آب لوله کشی است و مهم تر از همه آن که عاری از املاح خصوصاً گچ که در آب اغلب این نواحی وجود دارد، می باشد.

در منطقه قصر الدشت شیراز حدود نیمی از بیست و هفت آب انبار قدیمی آن هنوز مورد استفاده مردم است (شکل 16). اهالی شیراز نیز که در روز های تعطیل به باغ های این ناحیه می آیند برای یک روز هم که شده سعی در پرهیز از آب گچ دار شیراز می کنند و در موقع بازگشت، ظرفی را از آب پر می کنند و با خود به شیراز می برند. سقف های آب انبار های این ناحیه مسطح است و با تیر چوبی، حصیر و کاهگل پوشیده شده است.

علیرغم استفاده از معدودی از آب انبار ها در شرایط کنونی، اکثر آب انبار های فعال کشور با لوله کشی شهر ها از حیز انتفاع خارج شده و بالنتیجه این امر آغازی در جهت فرسایش و تخریب تدریجی این ابنیه بوده است. راه پله اکثر آب انبار ها با تیغه آجری بسته شده (شکل 4) و آنهایی که هنوز مسدود نشده تبدیل به زباله دانی و محل تجمع افراد معتاد و ناباب می باشد. لذا جهت حفظ این میراث فرهنگی با مرمت آب انبار ها و تخصیص عملکرد های جدید نظیر سالن ورزشی، محل اجتماعات و یا موزه و نمایشگاه، ضمن حفظ این ابنیه با ارزش، ممر انتفاعی جدیدی نیز برای سازمان های فرهنگی خواهد بود. ضمن آن که باید توجه و نگهداری لازم از آب انبار های سالم و فعال نیز بشود.

 

 

در دو شهر تاریخی و بسیار زیبای بندر لنگه و بندر کُنگ در ساحل خلیج فارس، تعداد بسیار زیادی آب انبار وجود دارد که هنوز مورد استفاده گسترده اهالی می باشد. دلیل این امر بدین لحاظ است که در شهرستان بندر لنگه کماکان تنها آب شیرین قابل دسترس در دوازده ماه سال برای اهالی، آب ذخیره شده در آب انبار ها می باشد. به نظر نگارنده زیبایی این دو بندر و سایر بنادر در این شهرستان مانند بندر مغویه، بندر طاحونه و بسیاری دیگر به خاطر حفظ سیمای زیبای گذشته خود می باشد. هنوز مناره های بلند مساجد، بادگیر های حجیم چهار طرفه و آب انبار های سفید کروی شکل مشخصه اصلی در سیمای شهری این بنادر است.

به احتمال قریب به یقین در آینده با آمدن آب شیرین کن ها (11) این آب انبار ها به تدریج از بین خواهد رفت؛ ولی باید برای تعدادی از آنها عملکرد جدید یافت نمود تا بخشی مصور از تاریخ اجتماعی مردم این خطه برای آیندگان حفظ شود. تبدیل چند آب انبار در بندر عباس به زورخانه و چایخانه عمل مثبتی در این راستا بوده است.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط م.محمدی  | 

خواجه نصیر الدین

و 'خواجه نصیر الدین ' دانشمند یگانه ی روزگار در بغداد مرا درسی آموخت که همه ی درس بزرگان در همه ی زندگانیم برابر آن حقیر می نماید و آن این است :

در بغداد هرروز بسیار خبرها می رسید از دزدی , قتل و تجاوز به زنان در بلاد مسلمانان که همه از جانب مسلمانان بود . روزی خواجه نصیر الدین مرا گفت می دانی از بهر چیست که جماعت مسلمان از هر جماعت دیگر بیشتر گنه می کنند با آنکه دین خود را بسیار اخلاقی و بزرگمنش می دانند ؟

من بدو گفتم : بزرگوارا همانا من شاگرد توام و بسیار شادمان خواهم شد اگر ندانسته ای را بدانم .

خواجه نصیر الدین فرمود :

ای شیخ تو کوششها در دین مبین کرده ای و اصول اخلاق محمد که سلام خدا بر او باد را می دانی . و همانا محمد و جانشینانش بسیار از اخلاق گفته اند و از بامداد که مومن از خواب بر می خیزد تا هنگامی که شبانگاه با بانویش همبستر می شود , راه بر او شناسانده شده است اما چه سری است که هیچ کدام از ایشان ذره ای بر اخلاق نیستند و بی اخلاق ترین مردمانند وآنکه اخلاق دارد نه از مسلمانی اش که از وجدان بیدار او است.

من بسیار سفرها کرده ام و از شرق تا غرب عالم و دینها و آیینها دیده ام . از 'غوتمه ( بودا ) 'در خوارزمین تا 'مانی ایرانی' در باختر زمین که همانا پیروانشان چه نیکو می زیند و هرگز بر دشمنی و عداوت نیستند

آنها هرگز چون مسلمانان در اخلاقشان فرع و اصل نیست و تنها بنیان اخلاق را خودشناسی می دانند و معتقدند آنکه خود بشناسد وجدان خود را بیدار کرده و نیازی به جزئیات اخلاقی همچون مسلمانان ندارد.

اما عیب اخلاق مسلمانی چیست ای شیخ ؟

در اخلاق مسلمانی هر گاه به تو فرمانی می دهند , آن فرمان ' اما ' و ' اگر ' دارد .

در اسلام تو را می گویند :

دروغ نگو ... اما دروغ به دشمنان اسلام را باکی نیست

غیبت مکن ... اما غیبت انسان بدکار را باکی نیست

قتل مکن ... اما قتل نامسلمان را باکی نیست .

تجاوز مکن ... اما تجاوز به نامسلمان را باکی نیست .

و این ' اماها ' مسلمانان را گمراه کرده و هر مسلمانی به گمان خود دیگری را نابکار و نامسلمان می داند و اجازه هر پستی را به خود می دهد و خدا را نیز از خود راضی و شادمان می بیند ...

و راز نابخردی و پستی مسلمانان در همین است ای شیخ .

از اسرار اللطیفه و الکسیله

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط م.محمدی  | 

الهي! گناهانم مرا در ناحيه پلاستيك قرار داده‌اند. به اميد روز ظهور مولايم هستم تا با آرماتورگذاري مجدد به ناحيه الاستيك برگردم.

 

الهي ! آنقدر درجات نا معيني مرا بالا ببر تا اين تكيه گاههاي گير دار نگذارند من با بار معصيت بلرزم.

 

 الهی ! کمکم کن تا بتن وجود را به آرماتور ایمان مسلح کنم

+ نوشته شده در  ساعت   توسط م.محمدی  | 

بازشو

با سلام خدمت دوستان یک سری مطلب می خواستم در مورد بازشو ها هرچی تو اینترنت گشتم چیز قابل توجهی پیدا نکردم تصمیم گرفتم خودم دست به کار بشم و از دانسته هایم کمک  بگیرم اینم  نتیجش خواهشمندم کمکم کمید تا بتوانم این مطالب را پر محتوا تر ارائه بدهم.ممنون از شما دوستان

(تصاویرشو بعدا آپلود میکنم)

000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000

به نام خدا

 

 

بازشو ها

 

 

از زمانی که انسان به ساخت سر پناه پرداخت متوجه اهمیت بازشو ها یا همان درب و پنجره ها شد که تا چه اندازه می تواند در بهبود شرایط زندگی در مکان های مختلف زندگی به او کمک کند از این رو او سعی در ساخت بازشوهای متناسب با موقعیت های متفاوت خود شد. شرایطی که بر نحوه ساخت،اندازه و شکل ظاهری بازشو ها تاثیر گذار بود عبارتند از:

1- شرایط اقلیمی    2- شرایط فرهنگی   3- شرایط اجتماعی

و ما در اینجا به بحث در مورد بازشو ها وتاثیرشرایط اقلیمی بر آنها  می پردازیم.

 

*     اقلیم گرم و خشک،سرد و خشک

 

ایران به دلیل واقع شدن در منطقه معتدال جغرافیای زمین دارای اقلیم های مختلفی است که یکی از آن ها اقلیم گرم وخشک و سرد و خشک  است که در حال حاضر  بیشترین مساحت کشور ایران را در بر گرفته است و همچنین معماری این دو منطقه بسیار به هم نزدیک است و ما برای شروع از این برتری استفاده میکنیم.

 

ü     فرم ساختمان در رابطه با اقلیم

در تعیین مناسب ترین فرم ساختمان باید به این نکته توجه نمود که بهترین شکل ساختمان شکلی است که کمترین مقدار حرارت را از دست بدهد و در تابستان نیز کمترین مقدار حرارت را از آفتاب و محیط اطرافش کسب نماید. در این رابطه ساختمانی با پلان مربع بهترین فرم شناخته شده است. این عقیده بر اساس این واقعیت قرار دارد که چنین شکلی کمترین سطح خارجی را در برابر بیشترین حجم ارائه من نماید. البته این عقیده در مورد ساختمانهای قدیمی که عموماً پنجره هایی کوچک داشته و به همین دلیل نفوذ آفتاب بداخل آنها قابل چشم پوشی است صادق می باشد. اما در مورد ساختمانهای معاصر با قسمت های شیشه خور بزرگ نمی توان چنین حکمی صادر نمود.  (تصویر شماره 1)

ü     ویژگی های معماری بومی مناطق گرم و خشک

ساکنان مناطق گرم و خشک با اتخاذ تدابیر ذیل به مشکلات آب و هوایی این مناطق فائق می آمدند. 1) بطور کلی ساختمانهای اینگونه مناطق با مصالحی از قبیل خشت و گل که ظرفیت حرارتی زیادی دارند بنا شده اند. 2) پلان ساختمانها تا حد امکان متراکم و فشرده بوده و کوشش گردیده تا آنجا که ممکن است سطح خارجی ساختمانها به نسبت حجم آنها کم باشد( تصویر 2)

. 3) معمولاً ساختمانها در بافتهای متراکم و مجموعه های بسیار فشرده بنا گردیده اند بدین شکل کوشش شده است تا بیشترین سایه ممکن بر سطوح خارجی ایجاد گردد. 4) در بیشتر نواحی اینگونه مناطق بدلیل کمبود بارندگی و در نتیجه کمبود چوب سقف ساختمانها به شکل خرپشته، طاق یا گنبد و بدون هیچگونه اسکلت و از خشت خام و گل ساخته شده است. 5) به منظور تقلیل هر چه بیشتر حرارت ایجاد شده در دیوارها در اثر تابش آفتاب بر آنها، معمولاً سطوح خارجی سفیدکاری شده است. 6) تعداد و مساحت پنجره ساختمانها در اینگونه مناطق به حداقل ممکن کاهش داده شده است و پنجره ها در قسمت های فوقانی دیوارها نصب شده اند. 7) در مناطق گرم و خشک از ایجاد کوران و ورود هوای خارجی به داخل ساختمان از طریق پنجره ها یا قسمت های باز شو جلوگیری بعمل می آید. کوچک بودن پنجره (تصویر شماره 3)

 8) استفاده از حیاط های داخلی مشجر و معطوف نمودن فضاهای زندگی به این حیاطها یکی از عمده ترین مشخصات معماری در مناطق گرم و خشک است. 9) جهت استقرار ساختمانها در این مناطق، جنوبی یا جنوب شرقی است. این جهت از نظر کنترل و به حداقل رساندن نفوذ گرمای ناشی از تابش آفتاب در بعد از ظهر بداخل ساختمان مناسب ترین جهت می باشد.

ü     نیاز به تهویه ساختمان در اقلیم گرم و خشک

در مناطق گرم و خشک ضروری است که میزان تهویه روز را به حداقل ممکن رساند، به حدی که بتوان از کثیف شدن هوای داخلی جلوگیری نمود، اگر چه راه حل هایی که در معماری بومی و سنتی این مناطق بوجود آمده است امکان استفاده از تهویه طبیعی را تحت شرایط فوق مهیا نموده است. در این گونه مناطق بدلیل اینکه میتوان در عصر پنجره ها را کاملاً باز نموده و بدین طریق میزان کثیف شدن هوا در داخل را کاهش داد. میزان تهویه مورد نیاز در روز ممکن است حتی از میزان تهویه در مناطق سرد کمتر باشد. در عصر و شب این مناطق که هوای خارج معمولاً خنک تر از هوای داخل ساختمان است میتوان با ایجاد کوران در داخل ساختمان از تأثیر گرمی سطوح داخل دیوارها ، که در این هنگام گرمای سطوح خارجی به آنها انتقال یافته است و کاملاً گرم هستند در هوای داخلی و در نتیجه گرم شدن هوای داخل ساختمان جلوگیری نمود در این مناطق چون هوا در عصر و شب تقریباً خنک است سرعتی در حدود یک متر بر ثانیه برای جریان هوا در داخل کافی میباشد.

 

ü     سایه بان 

سایه بان ها ممکن است اثرات گوناگونی از قبیل کنترل تابش مستقیم آفتاب بداخل ( بطور مداوم یا در مواقع مشخص ) ، کنترل نور، منظره و تهویه طبیعی داشته باشند. اهمیت این اثرات به موقعیت و نوع ساختمان بستگی دارد. مثلاً در یک منزل مسکونی ممکن است نفوذ تابش مستقیم آفتاب بداخل در زمستان ضروری و در تابستان غیر ضروری باشد. اما در یک کلاس درس ممکن است تابش مستقیم آفتاب بداخل در تمام فصول ناراحت کنند باشد. از طرف دیگر در مناطق سرد هدف اصلی اینست که تا آنجا که امکان دارد از تابش مستقیم آفتاب بداخل، برای استفاده از نور و گرمای طبیعی خورشید، استفاده نمود. اما در مناطق گرم، کوشش میگردد تا آنجا که ممکن است از تابش مستقیم آفتاب بداخل جلوگیری شود.

 

 

ü     سایه بانهای متحرک و ثابت

سایه بان های متحرک و قابل کنترل می توانند بنا به ضرورت، انتقال نور و گرمای خورشید را به نحو دلخواه کنترل نمایند. اما سایه بان های ثابت عملکرد مشخصی دارند که این عملکرد به جهت و شکل هندسی ساختمان و هم چنین تغییر موقعیت خورشید در فصول مختلف بستگی دارد.

(تصویر شماره 4)

 

ü     تأ ثیر جهت پنجره

 تأثیر جهت پنجره در دمای هوای داخلی یک اطاق بمقدار زیادی به وضعیت تهویه طبیعی در آن اطاق و وضعیت سایه بان پنجره بستگی دارد. تأثیر سایه بان ایجاد سایه بر روی پنجره ها یا یک دیوار شیشه ای از تابش مستقیم آفتاب به سطح شیشه جلوگیری نموده و در نتیجه حرارت ایجاد شده، ناشی از تابش آفتاب، در فضای پشت شیشه بمقدار قابل ملاحظه ای کاهش می یابد. مقدار این تقلیل حرارت به محل سایه ایجاد شده بستگی دارد. وقتی سایه بر سطح خارجی شیشه ایجاد شود، چون انتقال حرارت در چنین حالتی بشکل هدایت و تابش خواهد بود و انتقال حرارت به شکل هدایت به ندرت از شیشه انجام می شود و نیز اجسام شفاف اشعه با طول موج بلند را از خود عور نمی دهند، مقدار بسیار کمی از انرژی حرارتی خورشید به فضای پشت شیشه انتقال می یابد.

(تصویر شماره 5)

 

ü     تابش آفتاب بر پنجره

پنجره های یک ساختمان در تغییر دمای هوای داخل آن تاثیر فراوانی دارند، مخصوصاً وقتی آفتاب بطور مستقیم بداخل بتابد اثر حرارتی پنجره خیلی بیشتر از دیوارها بوده و فضای داخلی بلافاصله پس دریافت تابش مستقیم آفتاب گرم میشود. در صورتیکه ساختمان از مصالح ساختمای سبک ساخته شده باشد این افزایش گرما بیشتر محسوس خواهد بود. یکی از ویژگی های معماری مدرن استفاده زیاد از سطوح شیشه ای در ساختمان است. این موضوع و همچنین استفاده روز افزون از مصالح ساختمانی سبک باعث گردیده تغییر قابل ملاحظه ای در رابطه بین وضعیت هوای داخلی یک ساختمان و هوای محیط اطافش بوجود آمده و در تابستان گرمای بیش از حد در فضای داخلی اکثر ساختمانها حتی در مناطق معتدل و سرد ایجاد شود

(تصویر شماره 6)

 

 

*    اقلیم معتدل و مرطوب

این قلیم بیشتر در شمال کشور دیده میشود و بر خلاف دو اقلیم قبل است که در ادامه تفاوت هایشان رامورد بررسی قرار خواهیم داد.

اولین نکته ایی که میتوان به آن اشاره کرد گسسته سازی اقلیم معتل ومرطوب است بر خلاف اقلیم مناطق گرم وسرد که دارای بافتی متراکم است.(تصویر شماره 7)

گفتیم که در مناطق گرم ویا سرد باید بازشو ها را به گونه ای انتخاب کرد که :

1-    زیاد آفتاب گیر نباشد

2-    تهویه در روز زیاد اتفاق نیافتد و ...

اما در مناطق معتدل و مرطوب باید بازشو ها را به گونه ایی انتخاب کرد که بیشترین جریان هوا را در داخل ساختمان داشته باشیم و بیشترین نور را در طول روز وارد فضا کنیم چرا که در این مناطق رطوبت هوا زیاد بوده و باید این رطوبت هوا را از داخل فضای ساختمان خارج کم کرد به دلیل این که رطوبت زیاد هم باعث به وجود آمدن بسیار از بیماری ها برای انسان است و هم به لوازم و وسائل داخل ساختمان در مرور زمان صدماتی وارد کند.

به همین جهت پنجره ها را بزرگ و در اطراف ساختمان اجرا میکنند تا باعث شود در طول روز  آفتاب بیشتری وارد ساختمان شود و هم هوای داخل ساختمان در جریان باشد که باعث کم شدن رطوبت داخل شود.(تصویر شماره 8)

همانگونه که می دانید نور خورشید پس از برخورد به شیشه و عبور از آن طول موجش تغییر کرده و نمیتواند از شیشه عبور کند(اثر گلخانه ای)و میتوان از این خاصیت استفاده کرد، پس از گذشت روز و فرارسیدن شب  از اثرات گرمای روز استفاده کرد.

در این مناطق بازشو ها را به گونه ایی می سازند که بتوان به اطراف(دور تا دور)ساختمان به راحتی دسترسی داشت همانگونه که قبلا هم اشاره کردیم در این مناطق خانه ها را بصورت منفرد و جداگانه می سازند به همین جهت باید حداقل در دو سمت خانه بازشو قرار داشته باشد تا دسترسی ها را آسان تر کند.

(تصویر شماره 9)

*    اقلیم گرم و مرطوب

اقلیم گرم ومرطوب در جنوب ایران است.با توجه به اینکه این اقلیم هم دارای هوای بسیار گرمی است و هم دارای رطوبت نسبتاًبالایی است باید با استفاده از بازشو های مناسب امکان تهویه هواو ممانعت از ورود نور خورشید به داخل میسر ساخت.

ساختمن سازی در این مناطق به گونه ایی است که نه کاملا متراکم ونه کاملا گسسته است و ساختمان ها را بگونه ایی می سازند تا بازشو ها در جهتی قرار گیرند که بهترین جریان هوا را به داخل هدایت و در عین حال از وررود نور خورشید نیز جلو گیری به عمل آید.

در این اقلیم و اقلیم های مشابه سعی در آن می شود که از ساخت پنجره در جهتی که تابش بیشتراست صرف نظر شود اما اگر به ناچار مجبور با ساخت شوند بازشو ها را در بالای دیوار و زیر سقف به صورت طولی و با عرض کم می سازند

در این مناطق معمولا از دو سمت ساختمان بازشو در نظر می گیرند.

اما بازشو هایی که در جهت مخالف تابش قرار دارند را بزرگ مسازند و این نکته در مناطق گرم و خشک،سرد و خشک نیز مشاهده می شوند.

نمونه ای از این بازشو های بزرگ را که میتوان نام برد بدین شرح اند:

1- سه دری     2- پنج دری     3- اتاق ارسی

این اتاق ها به دلیل اینکه دارای بازشو هایی با تعداد دو ، سه ویا پنج  هستند بدین نام معروف شده اند . کاربرد این بازشو ها هم برای تهویه بهتر فضا بوده چون معمولا این بازشو ها سمت حیاط که دارای باغچه و درخت بوده و محیطی که آفتاب گیر نبوده ساخته می شده.

و همچنین تامین نور محیط به واسطه بزرگ بودن این بازشو ها.

نکته ایی که در اینجا حائض اهمیت است این است که این بازشو ها چوبی و با شبکه بندی های کوچک زیر هندسی که در بین آنها شیشه های رنگی قرار گرفته تا علاوه بر زیبایی از ورود گرمایی که به واسطه نور خورشید است جلوگیری کند.(تصویر شماره 10)

و در نهایت بازشو ها می توانند مهمترین عامل تامین نور و تهویه و تنظیم شرایط محیط زندگی ما باشد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منبع و ماخذ:

آشنایی با معماری ایرانی تالیف دکتر محمد کریم پیرنیا

اقلیم شناسی ایران تالیف دکتر وحید قبادیان

اقلیم ومعماری مرتضی کسمایی

 (هرگونه کپی برداری تنها با نام وبلاگ معماران پاچنگ مجاز می باشد)

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط م.محمدی  | 

کشتى گردشگر دريا ها که ميتوان آن را يک هتل بسيار لوکس شناور به با تمامامکانات تفريحى به حساب آورد يکى از کشتى بسيار لوکس شناور در درياهای کاراييب است ...

فضاى داخلى کشتى با دکوراسيونى بسيار زيبا و چشم نواز شامل مجوموعه اى هنرى به ارزش ۱۱ميليون دلار است ٫ از فضاهاى داخلى کشتى ميتوان به خيابانى در ميان کشتى به طول يک زمين فوتبال اشاره کرد که سر تا سر در دوطرف آن کافى شاپ ها پيتزا فروشيها ٫ کتاب فروشى ها ٫ لوازم ورزشى و بوتيک هايى ماننده ورساچه ٬ بولگارى و ديگر مارکهاى مشهور جهان و آکواريومى به ظرفيت ۵۰ تن آب به همراه ماهى هاى رنگا رنگ نقاط مختلف قرار دارد...

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط م.محمدی  | 

دیکانستراکشن در فارسی به ساختار زدایی ، شالوده شکنی ، واسازی ، بنیان فکنی ، ساختار شکنی و بن فکنی ترجمه شده است . شاید این کثرت اسامی به دلیل آن باشد که دیثکانستراکشن یک نگرش چند وجهی و چند معنایی به دال و مدلول و هر نوع متنی دارد .
از آنجایی که مبانی دیکانستراکشن مستقیما از فلسفه دیکانستراکشن استخراج شده و به لحاظ آشنایی نسبتا اندک معماران با فلسفه این مکتب ، برای استنباط معماری دیکانستراکشن ، ابتدا لازم است فلسفه دیکانستراکشن و مهم تر از آن ، زمینه های نظری این نحله فکری تبیین شود.
در نیمه اول قرن بیستم مهم ترین مکتبی که ادامه دهنده فلسفه مدرن محسوب می شد ، فلسفه اصالت وجود بود .  .

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط م.محمدی  | 

نما سازی ساختمان

● نمای ساختمان؛ اهداف و كاركردها، بایدها و نبایدها...


از زمانی كه زیبایی ظاهری و آرامش، آسایش و ایمنی هر چه بیشتر محل زیست بشر و صد البته صرفه جویی در مصرف انرژی برای ساختمانها مد نظر قرار گرفت، ایجاد نماهای با مصالح و شیوه های اجرایی متفاوت و متنوع در دستور كار مالكان و سازندگان ساختمانها قرار گرفته‌است. البته از این نظر ایرانیان دارای سابقه طولانی و دیرینه در امر نما سازی برای ساختمانها هستند. و در طول تاریخ از گچبری و آهك بری برای نما سازی استفاده می‌كرده‌اند. نتیجه و حاصل كار هنرمندانه و در عین حال فنی و اصولی معماران و بناها و سازندگان ایرانی را می‌توان در بناهای تاریخی مثل مساجد جامع بسیاری از شهرها از جمله شیراز، تبریز، اصفهان و بسیاری از عمارت ها، بقعه ها و مقبره ها و بسیاری دیگر از بناهای قدیمی‌و تاریخی در جای جای كشور، به عینه مشاهده كرد
دانستن اینكه در نظر گرفتن نما برای ساختمانها چه هدف یا اهدافی را دنبال می‌كند، و چه عواملی در نوع و شیوه اجرایی این قبیل نماها موثرند، لازم و ضروری است. اما نكته‌ای كه در اینجا و قبل از پرداختن به بحث اهداف و انواع نماها باید به آن اشاره شود، اینكه هر نوع نمایی كه با هر نوع مصالح ساختمانی و با هر هزینه‌ای كه ساخته شود، باید به طور كاملاً صحیح و اصولی نگهداری شوند و در صورت آسیب دیدگی نما، برای اجتناب از صدمات جدی تر و در نهایت تخریب كلی نما و ساختمان و نیز به منظور حفظ و احیای منظره و جلوه ساختمان، باید قسمتهای آسیب دیده كاملاً مرمت و تعمیر شوند

نما سازی ساختمان

موارد زیر را می‌توان بعنوان دلایل واهداف اصلی نما سازی در ساختمانها نام برد:

1-زیبا و دلپذیر شدن جلوه ظاهری و بیرونی ساختمان و در نهایت دورنما و منظره (
View) مناسب و قابل قبولِ شهر یا محلی كه ساختمان در آن واقع شده‌است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط م.محمدی  | 

یک شب دلی به مسلخ خونم کشید و رفت
دیوانه ای به دام جنونم کشید و رفت
پس کوچه های قلب مرا جستجو نکرد
اما مرا به عمق درونم کشید و رفت
تا از خیال گنگ رهایی رها شوم
بانگی به گوش خواب سکونم کشید و رفت

یک شب دلی به مسلخ خونم کشید و رفت
دیوانه ای به دام جنونم کشید و رفت
پس کوچه های قلب مرا جستجو نکرد
اما مرا به عمق درونم کشید و رفت
تا از خیال گنگ رهایی رها شوم
بانگی به گوش خواب سکونم کشید و رفت

شاید به پاس حرمت ویرانه های عشق
مرهم به زخم فاجعه گونم کشید و رفت
دیگر اسیر آن من بیگانه نیستم
از خود چه عاشقانه برونم کشید و رفت.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط م.محمدی  | 

مطالب قدیمی‌تر